١٠- ده خدایی داشت هلو می خورد وقتی به هسته اش میرسه میگه ای ول این که گردو هم داره !!!!!
۱۱-
موقع سینه زنی بوده، مداحه میگه: حالا چراغها رو خاموش کنید می خوایم
بریم کربلا. بعد از سینه زنی میگه چراغها رو روشن کنید. میبینه همه با یک
چمدون بدستشون وایستادن حاضر و آماده. مداحه میگه: شماها لرین؟ میگن: نه ما
ترکیم، لرها رفتند سوار اتوبوس شدند!!
۱۲- یارو باباش میمیره تو هفتش میبینه خیلی جمعیت میاد. چهلمش بلیط میفروشه
۱۳- یه روز به یه یارو میگن پنج تا حیوان وحشی نام ببر:میگه دوتاشیر,سه تاپلنگ
۱۴-
تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین کسی هستی
که کمربند ایمنی بستی برنده 58هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیکار
کنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان
این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه . بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم
با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم
یا نه؟!!!!
۱۵- یه روزخیاره با خیارشوره داشته میرفته یکی ازخیاره می پرسه این کیته ؟ میگه خواهرمه ترشیده
۱۶- بچه:مامان نهار چی داریم؟ مادر با عصبانیت:زهر مار بچه:آخ جون از شر املت راحت شدیم
۱۷- قاضی به دزده میگه تو این همه دزدی رو تنهایی انجام میدی؟؟
دزده میگه ای بابا مگه تو این زمونه آدم درستکار هم پیدا میشه که به شراکت انتخاب کنم؟؟
۱۸-
یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش میپرسه: جریان
این ماهیه چیه؟ میگه: دارم برای شام میبرمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من
شام خوردم، منو ببر سینما!!!
۱۹- یارو با 206 مسافر کشی می کرده ، 5 نفر سوار کرده بوده ، با سرعت تمام می رفته ،
اولی می گه : آقا خیلی داری تند میریا
راننده می گه : تا حالا 206 داشتی ؟ یارو می گه : نه ، راننده می گه : پس خفه شو
دومی می گه : آقا خیلی خیلی داری تند میریا ، باز راننده می پرسه تاحالا 206 داشتی؟
اونم می گه : نه ، باز راننده می گه : تو هم خفه
همین جوری می گفتن که خیلی تند می ری ، تا اینکه پنجمی می گه آقا زیادی داری تند
می ری ها
!!!راننده می پرسه : تاحالا 206 داشتی ؟ می گه : آره ... می گه پس بگو ترمز ش کجاست؟