مکان های دیدنی دنیا


مکان های دیدنی دنیا

 چند مکان بسیار جذاب و دیدنی جهان را ببینید.

 1. سریلانکا
سریلانکا را می‌توانیم یکی از زیباترین جزیره‌های روی کره زمین بنامیم. شواهد و دلایل محکمی ‌دال بر وجود تمدن بشری 2000 ساله در این جزیره کوچک وجود
دارد.

  غار معبد Dambulla




تندیس پیکر بودا



2. کیوتو، ژاپن
 
 باغهای کیوتو و نمایش  "چهره پنهان" ژاپن



  معبد کوشک طلایی


  پاییز در کیوتو





3. لاس وگاس، آمریکا
لاس و گاس زیبا، خصوصا هنگام شب!





4. ونیز، ایتالیا
اینجا ونیز است، شهر شناور با آب و هوای بد، اولین چیزی که جلب توجه می‌کند هنر و زیبایی طبیعی شهر است. هنرمندان بسیاری از این شهر الهام گرفته‌اند ...





  5. پاریس، فرانسه

  پاریس -طاق نصرت پیروزی



  موزه لوور پاریس




  پاریس،برج ایفل  








6. هندوستان
کشور افسانه ای و زیبا

  تاج محل، یکی از عجایب هفتگانه جهان



  معبد Rockfort Ucchi Pillayar

 

  معبد Gadi Sagar

  قلعه سرخ آگــرا



 

  ساحل گوا



7. ریو دوژانیرو، برزیل
 ریو شهری آنتیک و بی‌نظیر و دارای سواحل بسیار زیبا است، منطقه ای شهری با زمینهای ناهموار.

 
دورنمایی از ریو دوژانیرو

 

مجسمه مسیح ، عجایب هفتگانه جهان



  8. هاوایی
سواحل ‌هاوایی







9. قاهره، مصر
مصر سرزمین تفاوتها، عجایب و شگفتیهاست

  اهرام ثلاثه



  مجسمه بزرگ ابوالهول



  بناهای مصر باستان





 

۶ محل سری و ممنوعه علمی و نظامی دنیا را بشناسید !


۶ محل سری و ممنوعه علمی و نظامی دنیا را بشناسید !

۶ محل سری و ممنوعه علمی و نظامی دنیا را بشناسید ! اخطار منطقه ۵۱ در صورت ورود از نیروی کشنده استفاده می شود این منطقه نظامی سری به وسعت حدود ۱۵۰ کیلومتر مربع در ایالت نوادا و در نزدیکی دره مرگ واقع شده و به مدت بیش از ۵۰ سال مشکوک به انجام آزمایشهای…

۶ محل سری و ممنوعه علمی و نظامی دنیا را بشناسید !


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
اخطار منطقه ۵۱
در صورت ورود از نیروی کشنده استفاده می شود

این منطقه نظامی سری به وسعت حدود ۱۵۰ کیلومتر مربع در ایالت نوادا و در نزدیکی دره مرگ واقع شده و به مدت بیش از ۵۰ سال مشکوک به انجام آزمایشهای فوق سری توسط نیروی هوایی آمریکا برروی تکنولوژیهای پیشرفته بوده است.

تاکنون فیلمها و کتابهای زیادی در مورد این تحقیقات تهیه شده‌اند ولی نیروی هوایی آمریکا هرگونه دسیسه و انجام آزمایشهای سری در این منطقه را تکذیب کرده است. ولی از طرف دیگر فعالیتهای این منطقه ظاهراً آنقدر مهم هستند که دولت فدرال آمریکا هر سال با صدور یک فرمان لازم‌الاجرا این منطقه را از انجام آزمایشهای اجباری محیط زیستی معاف می‌نماید. یکی از آخرین محصولات این منطقه هواپیمای شکاری بوده که قابلیت مخفی ماندن از دید رادار را نیز دارد.

افراد زیادی سوگند خورده‌اند که با چشم خودشان آزمایشهای مربوط به پرواز بشقاب‌های پرنده در این منطقه را نیز دیده‌اند. فردی به‌ نام باب لازار هم که ادعا می‌کند قبلاً برای نیروی هوایی در این منطقه کار می‌کرده، مدعی شده نیروی هوایی به طور فعال مشغول انجام مهندسی معکوس بر روی بشقاب پرنده ساقط شده در منطقه رازول نیومکزیکو در دهه ۵۰ میلادی است. او حتی مدعی است که جزئیات نیروی محرکه این سفینه نیز معلوم شده و تکنولوژیهای جدیدی نیز در این منطقه به طور سری در حال توسعه است که در صورت تکمیل آن یک جهش فنی و نظامی غیر قابل تصور برای آمریکا به دنبال خواهد داشت.

در رابطه با یوفوها می توانید مطلب ۱۰ تا از موثق ترین رویت بشقاب های پرنده در جهان را بخوانید.

هارپ : HAARP


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا معروف به هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر و مطالعات معادن زیر زمینی با استفاده از امواج رادیویی در سال ۱۹۹۳ تاسیس شده است. ولی در واقع “پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن” به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص -١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣ متر- تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ مترمربع در آلاسکا نصب گردیده است. این آنتن ها امواج مافوق کوتاه را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

نظریات متعددی در مورد خطرات پروژه و یا استفاده از این تأسیسات به عنوان یک سلاح تاکنون عنوان گردیده ‌است. از ایجاد وقوع زمین لرزه‌های متعدد در مناطق مختلف جهان، تا کنترل آب و هوا، ده‌ها ادعای مختلف در مورد پروژه هارپ عنوان گردیده‌ است.

سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی یونوسفر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات، قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ دارد؟
لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر قرار دارد. این لایه تشعشات خطرناک ماورای بنفش و ایکس ری خورشید را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرات بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فراتر رفته و به اعماق زمین نیز وارد می شوند و عملکرد آن به مانند رادیو توموگرافی است که امروزه ژئولوژیست ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

وقتی یک موج کوتاه رادیو توموگرافی به داخل زمین فرستاده می شود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه در می آورد و از لرزش، صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز می گرداند و ژئولوژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمینی را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو توموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود، تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود.

ستی : SETI


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

طرح ستی ( جستجوی هوش فرازمینی ) یک پروژه علمی با هدف یافتن هوش فرازمینی است که در سال ۱۹۸۴ با همکاری بیش از ۱۰۰ دانشمند به وجود آمد. ستی، طرح جستجوی هوشمندان فرازمینی به امواج رادیویی رسیده از آسمان گوش می دهد تا پیام هایی از هوشمندان ساکن دنیاهای دور بیابد.

اکنون پس از ۴۰ سال استفاده از تلسکوپ های حساس و رایانه های قدرتمند این جستجو هنوز به نتیجه نرسیده است اما طرفداران طرح ستی ماًیوس نشده اند و حتی توجه میلیون ها نفر علاقه مند را در سرتاسر جهان به این طرح جلب کرده اند.


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

سیگنال وآو یک سیگنال موج کوتاه می‌باشد که توسط دکتر جری آر همن در ۱۵ آگوست ۱۹۷۷، زمانی که در حال کار بر روی پروژه ای در دانشگاه ایالتی اوهایو بود، کشف گردید. انتظار قوی می‌رود که سیگنال، مشخصه‌هایی بالقوه از هوش غیر زمینی و موجوداتی با منشأ غیر منظومه شمسی داشته باشد. این سیگنال ۷۲ ثانیه ادامه داشت، اما دیگر تکرار نشد. این سیگنال توانست توجه زیادی را در رسانه‌ها بر روی خود جلب کند.

دکتر همن در حالی که از این ترتیب موجود در سیگنال‌ها متعجب شده بود بر روی فایل پرینت شده کامپیوتری، دور سیگنال‌ها را خط کشیده و در کنار آن تعجب خود را با نوشتن واژه «وآو» نشان داد. این توضیح کوتاه از این پس به عنوان نام این سیگنال انتخاب شد.

برخورد دهنده هادرون : LHC


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

برخورددهنده بزرگ هادرون یا به طور مختصر ال‌اچ‌سی یک شتاب‌دهنده ذره‌ای و برخورددهنده در سرن در نزدیکی ژنو سوئیس است. این پروژه در ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۸ میلادی پس از ۲۰ سال آماده‌سازی، آغاز به کار کرد.

هدف از ساختن آن شناخت اجرام ماده در حد فاصل ده-بیست و سه سانتیمتر، آزمون نظریه استاندارد ذرات، کشف اجزای یافت نشده مدل استاندارد، آزمون نظریه ابرتقارن و نظریه وحدت بزرگ است. از دیگر اهداف مهم این پروژه کشف ذره بنیادی هیگز است که فیزیکدانان ذرات بنیادی وجود آن را پیشگویی کرده‌اند. ذره هیگز یا بوزون هیگز دخیل در ایجاد جرم در ذرات بنیادی است.

دانشمندان هنوز به قوانین فیزیکی که می گویند تکامل دنیا نتیجه سرد شدن ماده از میلیاردها درجه در لحظه مه بانگ به سرمای شدید امروزی است، شک دارند و در پی راستی آزمایی آنها هستند. همان کاهش دمایی که آب را از بخار به مایع و سپس یخ تبدیل کرد. و البته این دنیای سرمازده، مساله را برای فیزیکدانان شکاک پیچیده تر و بغرنج تر کرده است.

با برخورد دادن ذرات بنیادی ریز اتمی ( به خصوص پروتون ) فیزیکدانها گلوله های انفجاری کوچکی ایجاد می کنند. به این صورت می توانند اتفاقات رخ داده در شروع دنیا را شبیه سازی کنند و ببینند که واقعا چه چیزی می توانسته رخ دهد. چیزی شبیه کاری که دانشمندان ژوراسیک پارک انجام دادند و به دایناسورها تجسم دوباره دادند، فقط با چند میلیون سال تفاوت زمانی بر اساس برخی تئوری ها، تمام موارد موجود در لیست نادیده ها – ذراتی مانند گلوینوها، فوتینوها، اسکوارکها و وینوها – قرار است دیده شوند. زیرا تا به حال انرژی لازم برای ایجاد یک برخورد به اندازه کافی بزرگ را نداشته ایم.

هر یک از این ذرات ( در صورت وجود ) می توانند تشکیل دهنده ابرهایی از ماده تاریک باشند. چیزی که به گفته اخترشناسان با نیروی جاذبه اش کهکشان ها و دیگر ساختارهای کیهانی را در کنار یکدیگر نگه داشته است.

یکی دیگر از حلقه های گم شده فیزیک، ذره بنیادیی است که با نام بوسون هیگز یا خدا ذره شناخته می شود. پیتر هیگز از دانشگاه ادینبورگ را به عنوان کاشف این ذره که احتمالا تمامی ذرات دیگر را در بر گرفته است، می شناسند.

آیا ذره کوب می تواند سیاهچاله ای ایجاد کند که باعث نابودی کره زمین گردد؟


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

تا به حال هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه برخوردها قادر به ایجاد سیاهچاله اند و یا اینکه در صورت ایجاد، این سیاهچاله قادر به آسیب رسانی باشد، مشاهده نشده است. طبق نظریه ریسمان، حتی با نگاه بدبینانه، می توان گفت که ذره کوب هادرون آنقدر انرژی ندارد که قادر به تولید سیاهچاله باشد.

این خبر شاید برای شما امیدوار کننده باشد، اما برای فیزیکدان ها بسیار بد است. زیرا بسیاری از آنها سالها است برای دیدن تولد سیاهچاله، لحظه شماری می کردند.

اشلون : ECHELON


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 

در ۲۳ فوریه سال ۲۰۰۰ میلادی، پارلمان اروپا گزارش تکان دهنده ای را منتشر ساخت که جهانیان را در هاله ای از حیرت فرو برد. در این روز، به دنبال اختلافات تجاری اتحادیه اروپا با آمریکا، پس از شصت سال، پروژه جاسوسی سری اشلون فاش شد.

اشلون نام رمز یک سیستم جاسوسی جهانی است که آژانس امنیت ملی آمریکا آن را طراحی کرده است و علاوه بر آمریکا، کشورهای انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزیلند در آن شرکت دارند. طبق آخرین گزارشها، سیستم جاسوسی اشلون از ۱۲۰ ماهواره ارتباطاتی، اکتشافی و نظارتی تشکیل شده که در مدارهای ثابتی دور زمین می گردند. علاوه بر این ماهواره ها، تعداد بسیار زیادی گیرنده های زمینی، در نقاط مختلف دنیا نصب شده است تا نقاط کور ماهواره ها را پوشش دهند.

این ماهواره ها و گیرنده ها وظیفه دارند روزانه حدود سه میلیارد تماس تلفنی، فکس و ایمیل را ذخیره کرده، به رایانه های مادر که در این پنج کشور وجود دارند، انتقال دهند. این اطلاعات پس از ترجمه خودکار به زبان انگلیسی، تحت یک پردازش محتوایی دقیق قرار می گیرند. نرم افزارهای قدرتمند اشلون به فهرستی از واژه های کلیدی مجهزند که در صورت یافت شدن هریک از آن واژه ها در متن گفتگوهای تلفنی یا فکس و ایمیل، پرونده ویژه ای برای آن اطلاعات تشکیل می شود و با تحلیل محتوای بقیه مطالب آن پرونده، میزان اهمیت خبر ذخیره شده مشخص می شود و به آژانس اطلاعات امنیت ملی آمریکا ارسال می گردد تا اقدامات جاسوسی بعدی درباره آن صورت گیرد.

دارپا : DARPA
دارپا یا سازمان پروژه‌های تحقیقاتی دفاعی پیشرفته، تاسیس ۱۹۵۸، نام یک سازمان تحقیقات و فناوری زیر نظر وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا است که مسئول گسترش تکنولوژیهای نظامیست. تکنولوژیهایی که بر کل جهان تاثیر می گذارند.

مهمترین مشخصه ای که دارپا سعی کرده است در طی سالها به آن وفادار باشد، کوچک‌ بودن و انعطاف پذیری آن است. کوچکی دارپا از مهمترین عوامل پیشرفت قابل ملاحظه آن در بخش دفاعی بوده است. دارپا هیچ گاه سعی نکرده است که حوزه فعالیتهای تحقیقاتی خود را توسعه دهد و حتی همواره کوشیده است آن را محدودتر نماید. دارپا بعد از گذشت ۲ سال از شروع فعالیت خود، کارهای غیرنظامی خود را کنار گذاشت و در سال ۱۹۷۲ به طور رسمی تنها کارهای دفاعی را در دست گرفت. نام آن از آرپا به دارپا تغییر یافت.

دارپا توانست با تمرکز بر تحقیقات صرفا دفاعی، خدمات مؤثری به نیروهای نظامی آمریکا ارائه نماید و از عوامل پیشرفت نظامی این کشور به حساب می آید. در این بین انجام پروژه های هوافضایی اهمیت به خصوصی دارد. دارپا دریافته است که مهمترین بخش در امور دفاعی، بخش هوایی آن است و پیشرفت در این قسمت موجب توسعه دیگر بخشهای نظامی و همچنین فاصله گرفتن این کشور از کشورهای دیگر در زمینه نظامی خواهد شد.

انعطاف پذیری دارپا موجب شده است این مؤسسه همواره خود را با تغییرات محیط مطابق نماید و در دنیا به عنوان یک آژانس کاملا روزآمد به شمار آید.

نگاهی گذرا به پروژه های انجام شده در دارپا خصوصا در زمینه هوافضا روزآمد بودن آن را به اثبات می رساند. دارپا بیش از ۲۵ پروژه عظیم هوافضایی را به پایان رسانده است و با انجام این پروژه ها گام بلندی را در قدرت یافتن نیروی نظامی آمریکا برداشته است. در پایان، چند نمونه از مهمترین پروژه های هوافضایی که دارپا در دهه اخیر انجام داده است، آمده است.

 


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
بویینگ ایکس-۳۷

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
کشتی ضد رادار IX-529

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
بویینگ ایکس-۴۵-سی

مکان های فوق سری جهان که از دید ماهواره ها نیز پنهان است +تصاویر

مکان های فوق سری جهان که از دید ماهواره ها نیز پنهان است +تصاویر

1- کاخ سلطنتی ملکه هلند:


این کاخ که در بالاترین نقطه شهر آمستردام پایتخت هلند قرار دارد محل زندگی خانواده سلطنتی است و یک از چندین جایی که گوگل مپ آن را به صورت شطرنجی نشان می دهد.


2- فرودگاه بین المللی بوفالو نیاگارا در نیویورک:


این فرودگاه در گوگل مپ به صورت یک تکه ی سفید بزرگ مشخص می شود و شما به هنگام زوم کردن هیچ جزئیاتی را مشاهده نخواهید کرد.


3- پارک ملی تانتاکول در شیلی :


این پارک ملی که در ثبت آثار جهانی نیز می باشد در گوگل مپ فقط به صورت یک پیکان مشخص شده است. به علت وجود گونه های نایاب جانوری در این مکان، تدابیر شدید حفاظتی،امنیتی در اطراف این پارک به عمل می آید.


4- سد کووی در کارولینای جنوبی :


این سد مهم نیز در نقشه های گوگل به صورت شطرنجی قابل مشاهده است. شایان ذکر است که سد کووی بزرگترین منبع انرژی برای یکی از کارخانجات مهم ایالات متحده به نام Duke Energy است.


5- سایتی مرموز در کشور روسیه :


هیچ کس دلیل شطرنجی بودن این مکان را نمی داند اما منطقه جغرافیایی این سایت که درست در میان مناطق قطبی سیبری و آلاسکا قرار دارد حدس و گمانهای بسیاری از افراد را برانگیخته است. کارشناسان نظامی این منطقه را یکی از مراکز مهم نظامی جهان قلمداد می کنند که هم بر آمریکا و هم اروپا تسلط دارد.


6- فرودگاه توریشیما در ژاپن :


این فرودگاه در ساحل شرقی ژاپن و در مجاورت اقیانوس آرام واقع است. اما در نقشه های گوگل به صورت کاملا سفید دیده می شود و هیچ جزییاتی در آن مشخص نیست. فرودگاه توریشیما در حال حاضر نیروهای امنیتی ژاپن را در خود جای داده است و منطقه مهم مرزی بین ژاپن و کره جنوبی به شمار می آید.


7- ساختمان Michael Aaf در یوتای آمریکا :


این سختمان به گفته منابع آگاه محل آزمایش سلاح های بیولوژیکی ارتش آمریکاست و در گوگل مپ به دلیل مسائل امنیتی به صورت کاملا سفید دیده می شود.


8- دانشگاه Cornell در نیویورک :


این دانشگاه که به گفته خود آمریکایی ها محل تولید الکتریسیته از گاز طبیعی است در سال 2010 در منطقه ایتاکا ی شهر نیویورک افتتاح شده و در نقشه های گوگل شطرنجی دیده می شود.


9- شهر تاریخی بابل در عراق :


این شهر در گوگل مپ بیشتر شبیه یک زمین کشاورزی است تا یک شهر باستانی و هیچ جزییاتی در آن قابل رویت نیست.

10- منطقه Vlissingen در هلند :


دارایی های سلطنتی تنها مناطق غیر قابل بازدید در هلند نیستند. منطقه Vlissingen در آمستردام محل استقرار گارد امنیتی هلند است و همان طور که در تصویر می بینید از طریق گوگل کاملا سانسور شده است!

اکثر مناطق بالا به علت مسائل امنیتی-سیاسی به صورت سانسور شده در نقشه های گوگل دیده می شوند و به همه این ها باید یک مورد بزرگ یعنی کشور کره شمالی را افزود که فکر می کنم تنها مدیران گوگل و سازمان سیا قادر به دیدن آن از طریق گوگل مپ باشند.

در «پايگاه 51» چه مي گذرد؟

«نيك كوك»، روزنامه نگار انگليسي و كارشناس هواپيماهاي نظامي، در گزارشي تحت عنوان «اسناد محرمانه» كه در اكتبر 2005 از شبكه «كانال4« انگليس پخش شد، منشأ بشقاب پرنده ها را نازي هاي آلمان ذكر مي كند و خاطرنشان مي سازد: در زمان جنگ جهاني دوم، دانشمندان آلماني در يك پايگاه زيرزميني فوق سري در لهستان بر روي پروژه هايي چون «نيروي ضدگرانش» و نيز ساخت ديسك هاي پرنده كار مي كردند. اما، در پايان جنگ آمريكايي ها اين دانشمندان (و تكنولوژي هاي آنان) را با خود به آمريكا بردند.   

«نيك كوك» در ادامه گزارش خود مي گويد: مقامات آمريكايي با هدف پنهان نگاهداشتن آزمايشات خود بر روي هواپيماهاي جديد نظامي از جمله «يو2» بر فراز اتحاد شوروي، حتي باور فرضيه موجودات فرازميني را در رسانه ها مورد تأييد قرار دادند. وي در پايان تصريح مي كند كه به رغم بسياري مشاهدات، اشياي آسماني ذكر شده در غالب گزارشات در اصل هواپيماهاي نظامي با اشكال غيرمتعارف و عجيب و غريب بوده اند.   

در «پايگاه 51» چه مي گذرد؟

«پايگاه 51» يا «منطقه 51» گستره اي جغرافيايي در «نوادا»ي آمريكاست كه «دريم لند» ، «واترتاون» ، «رنچ» ، «پارادايز رنچ» «فارم» ، «باكس» ، «گروم ليك» ، «نورلند» و يا «داير كتوريت فور ديولوپمنت پلانز اريا» Area نيز خوانده مي شود، و درواقع پايگاهي نظامي را در خود پنهان دارد كه كاملا محرمانه و فوق سري است. «پايگاه 51» در اصل سري ترين پايگاه جهان است كه صرفا به طراحي، ساخت و آزمايش انواع هواپيماهاي فوق پيشرفته با اشكال گوناگون مربع، مثلثي شكل، گرد و... مي پردازد.  

 

«منطقه 51» مستطيلي است به وسعت 515 كيلومترمربع در ناحيه «لينكلن» نوادا، در حدود 160 كيلومتري شمال غربي «لاس وگاس». اين منطقه بخشي از سرزميني پهناور است كه 21 هزار و 140 كيلومترمربع وسعت دارد و به Air Force Range يا «رسته نيروي هوايي نليس» متعلق است.  

 

پايگاه نظامي «گروم ليك» كه به دليل آن كه در بستر خشك شده درياچه اي بدين نام بنا گرديده، اينگونه خوانده مي شود، پايگاهي متعارف نيست و ناوگان جنگنده هاي شناخته شده آمريكا نيز در آن ديده نمي شود، بلكه مكاني است كه صرفا به آزمايش دستگاه هاي جديد و نامتعارف اختصاص يافته است. علاوه بر اين، تعدادي هواپيماي ساخت شوروي نيز- كه به طرق گوناگون به دست آمده اند- به منظور تحقيق بر روي آنها و آموزش خلبانان آمريكايي به اين پايگاه انتقال يافته اند.  

«گروم ليك» در زمان جنگ جهاني دوم مكاني براي تمرينات تيراندازي و بمباران ها محسوب مي شد، اما پس از آن تا سال 1955 متروك باقي ماند و سپس شركت «لاكهيد» آن را مكاني ايده آل براي آزمايش هواپيماي جاسوسي «يو2» خود يافت، چرا كه بستر خشك درياچه باندي مناسب براي فرود دستگاه ها به نظر مي رسيد و كوه هاي دره «اميگرنت» و نيز محدوده امنيتي «نليس» آزمايشات را از چشمان كنجكاو پنهان مي داشتند.   

 

«پايگاه 51» امروز سري ترين پايگاه جهان به شمار مي رود، و در اين كه حافظ اسرار مملكتي آمريكاست ديگر هيچ ترديدي باقي نيست. اين پايگاه در نقشه هاي رسمي منطقه به هيچوجه انعكاس نيافته، ورود به منطقه آن نيز اكيداً ممنوع است. وجود اين پايگاه در 81 آوريل 2000 و هنگامي علني شد و رسماً مورد تأييد قرار گرفت كه مجموعه تصاويري از آن- كه توسط ماهواره مشترك يك شركت خصوصي آمريكايي به نام «اريال ايميجز»و آژانس فضايي روس تهيه شده بود- در سايت اينترنتي «تراسرور» انتشار يافت. تا پيش از اين، دولت آمريكا حتي وجود پايگاهي به اين نام را مردود مي شمرد. به هرشكل، اين پايگاه تا به حدي سري و محرمانه است كه حتي نيروهاي نظامي متعارف آمريكا نيز حق ورود به منطقه آن را ندارند.  

 

و اما، آغاز واقعي ماجراي «گروم ليك» به بهار سال 1955 بازمي گردد. در آن زمان، سازمان «سيا» به دنبال مكاني بود تا بتواند آسوده خاطر به آزمايش هواپيماي جاسوسي جديد شركت «لاكهيد» (U2) بپردازد. آزمايش اين دستگاه بايد پنهان از ديد كنجكاو و در مكاني انجام مي پذيرفت كه باند فرودي طويل و مقاوم در برابر وزن دستگاه جديد، و نيز ذخاير سوخت بسيار مي داشت، و به منظور تداركات نيز در جوار نهادي نظامي مي بود. بدين منظور، طبيعتاً ابتدا پايگاه «ادواردز»- كه به آزمايش بر روي انواع هواپيماهاي آزمايشي اختصاص داشت- مدنظر قرارگرفت. اما، باتوجه به معروفيت پايگاه و سطح امنيت لازم براي آزمايشات «سيا»، اين پايگاه موردقبول واقع نگرديد.

 

علاوه بر «يو2»، پروژه هاي «اس آر-17» و «اف-711» و بسياري پروژه هاي ديگر نيز در «منطقه15» به آزمايش گذارده شده اند. همگان بر اين پندارند كه محل «گروم ليك» به نيروي هوايي وابسته است، چراكه «نليس» يك پايگاه هوايي است. درواقع، «منطقه 51» تحت كنترل كامل نيروي دريايي آمريكا قرار دارد.  

شايان ذكر است كه، بسيار پيش از آن كه رسانه ها و متخصصان امور بشقاب پرنده ها از اشياي پرنده ناشناخته سخني به ميان آورند، «منطقه 51» علاوه بر آزمايشات محرمانه بر روي سيستم هاي نوين پروازي و سلاح هاي فوق سري، يا به عبارت ديگر «پروژه هاي سياه» خود، به كار آزمايشات هسته اي نيز مي آمده است.  

بهرصورت، پنهان كاري دولت آمريكا در باب «پايگاه 51» تا بدان حد است كه سبب به وجود آمدن روايات و افسانه هاي بسيار گرديده است. ازجمله اين روايات نيز، حفظ بقاياي يك سفينه فضايي و سرنشينان فرازميني آن در محلي در پايگاه است كه گفته مي شود در سال 1947در «راسول» نيومكزيكو سقوط كرده است. از ديگر حكايات موردعلاقه عموم، وجود قرارگاهي به منظور تماس با موجودات فضايي، آزمايش تكنولوژي هاي غيربشري، آزمايش كنترل آب و هوا و يا سفر در زمان است.  

 

اما، اين روايات تا چه اندازه به حقيقت نزديك اند؟ تا اوايل سال هاي دهه 1980، پيش رفتن تا حوالي «گروم ليك» با هدف مشاهده پايگاه از فاصله دور، امكان پذير بود. اما، در اواسط سال هاي دهه 1980 ارتش آمريكا كوه هاي «گروم» را نيز به تصرف خود درآورد و به اين ترتيب، منطقه از نقشه هاي جغرافيايي كاملاً پاك گرديد.

و اما، اين منطقه صرفاً براي كارشناسان بشقاب پرنده ها جالب توجه به نظر نمي رسد، چراكه «استالين» نيز در زمان خود بسيار مراقب تحركات آن بود. بدين ترتيب، روس ها تصاوير ماهواره اي متعددي از آن تهيه كرده اند كه برخي از آنها همين اخيراً تهيه شده است. و نه فقط «استالين» ،كه شركت هاي خصوصي آمريكايي نيز سعي در فراهم آوردن تصاوير اين پايگاه داشته اند، و بسياري از اين تصاوير نيز در اينترنت انتشار يافته است.  

 

آنچه با مشاهده تصاوير مزبور تعجب را برمي انگيزد، فقدان هرگونه فعاليت در سطح پايگاه است. نتيجه آن كه، كليه پژوهش ها در زيرزمين انجام مي پذيرد. منطقه نيز كاملاً خشك و بي آب وعلف است، كه وضعيتي ايده آل براي انجام تحقيقات نظامي به حساب مي آيد. در اين حال، اقدامات امنيتي بسيار چشمگير به نظر مي رسد، چراكه مسئولان شركت خصوصي مسئول مديريت پايگاه از هيچ كوششي- اعم از نصب موشك هاي زمين به هوا، ردياب هاي تحركات روي زمين، دوربين هاي نظارتي و...- براي تضمين امنيت آن فروگذار نبوده اند. خلبانان، چه نظامي و چه غيرنظامي، درصورت پرواز بر فراز اين پايگاه با خطر ازدست دادن مجوز خود مواجه مي گردند. نزديك شدن به آن نيز حمله هلي كوپترها و خودروهاي گشتي را به دنبال دارد.  

 

مشاهدات عجيب و غريب

در اوت 1989، «كريس گيبسون» مهندس تجسس هاي نفتي و عضو «گروه ديدبان سلطنتي انگليس»، دستگاهي مثلثي شكل را برفراز درياي شمال مشاهده كرد كه در حال سوختگيري در آسمان بود، و دو هواپيماي «اف-111» نيز آن را همراهي مي كردند. پس از آن معلوم گرديد كه مكان مزبور محلي ممتاز براي رؤيت دستگاه هاي پرنده سري و غيرمتعارف است، و تمامي ماجراهاي «منطقه اي» نيز از همين نقطه آغاز مي شود.  

 

بدين ترتيب، چيزها و اشياي عجيب و غريب متعددي در منطقه مشاهده مي گردد، كه انواع نور و اشياي مثلثي شكل از آن جمله اند؛ كه اگرچه غيرقابل رديابي توسط رادارها هستند، اما شاهدان عيني بسياري آنها را به چشم خود ديده اند.  

 در سال 1995، نوار ويدئويي يكي از دوربين هاي امنيتي پايگاه «نليس» پنهاني در اختيار متخصصان بشقاب پرنده ها قرار گرفت كه در آن دستگاهي فلزي در حال برخاستن به سوي آسمان مشاهده مي شد. اين تصاوير سپس مورد تأييد بسياري از تحليلگران نظامي متخصص در امور دفاعي- از جمله «بيل سوئيتمن»، كارشناس تكنولوژي هواپيماهاي «فرتيف»- قرار گرفت. در سال 1996، خبرنگاران برنامه تلويزيوني «اسلايتينگز» دستگاه فيلمبرداري شده توسط دوربين هاي امنيتي پايگاه «نليس» را با يكي از اشياي پرنده فيلمبرداري شده در آسمان مكزيك به هنگام ماه گرفتگي سال 1991 مقايسه كرده، دو شئي را يكسان يافتند و چنين نتيجه گرفتند كه بشقاب پرنده هايي كه بر فراز مكزيك و «نليس» مشاهده شده اند به احتمال قوي بخشي از برنامه نظامي سري ارتش آمريكا را تشكيل مي دهند.

 

در 31 مارس 1997، يك شئي پرنده به شكل حرف «وي» لاتين([B]V) در حال پرواز بر فراز شهر «فنيكس» آريزونا فيلمبرداري شد. تجزيه و تحليل اين فيلم ويدئويي سپس نشان داد كه اين شئي پرنده ساختار دستگاهي را دارد كه در 9 مكان متفاوت فيلمبرداري شده است. بيش از 200 شاهد عيني حضور اين شئي پرنده را گزارش دادند. كارشناسان نظامي سپس تأييد كردند كه «پرنده» ناشناخته از «منطقه 51» برخاسته است. 

 

بدينسان، اشياي پرنده بسياري از اين منطقه به پرواز درآمده اند، و اين پروازها گاه با ناپديد

شدن پرسنلي كه شب هنگام در پايگاه به مشاهده آنها پرداخته بودند، همراه بوده است. چرا كه، «منطقه 51» از سيستم امنيتي خوف آوري برخوردار است و توسط گروهي از «كلاه سبزها» مخافظت مي شود. اخيرا، نيروي هوايي آمريكا كنترل تپه اي در نزديكي «گروم ليك» را به دست گرفته است كه بر تأسيسات پايگاه مشرف بوده، به هر فرد كنجكاوي اجازه مي داد پايگاه را به طور كامل مشاهده كند. يك تصوير ماهواره اي شوروي كه در سال 1989 تهيه گرديده، مجتمعي را در يك سمت پايگاه نشان مي دهد كه از سيستم امنيتي بالايي برخوردار است، اما نوع فعاليتي كه در آن صورت مي پذيرد مشخص نيست.

 

در سال 1989، يك تكنسين سابق پايگاه به نام «باب لازار» از فعاليت اشياي پرنده بر فراز «منطقه 51» پرده برداشت، و حتي افزود كه نيروي هوايي آمريكا فعالانه تمامي تلاش خود را بر روي تكنولوژي فرازميني متمركز ساخته است. وي محل اين فعاليت را نيز ناحيه فوق سري S4 واقع در داخل «منطقه 51» در نزديكي درياچه «پاپوز» ذكر كرد.  

در سال 1997، «ديويد ادير» مهندس آمريكايي در امور فضا و دريا كه اشتهاري جهاني دارد، شهادت داد كه به هنگام اقامتي كوتاه در «پايگاه 51»، دو باند پرواز را مشاهده كرده كه هر كدام 3 هزار متر طول داشته است. وي همچنين تأسيساتي عظيم و همينطور رآكتوري را در زير زمين مشاهده كرده است كه ابعاد يك اتوبوس را داشته و هيچ پيچ و مهره و يا حتي محل اتصال قطعات بر روي آن مشاهده نمي شده است. و عجيب تر آن كه، انگار كه «حيات» داشته است، چراكه به تماس دست حساس بوده و به نظر مي رسيده كه نسبت به امواج واكنش دارد.

پژوهش هاي رسمي بسياري امروز پيرامون هواپيماهاي جنگي انجام مي پذيرد كه خلبانانشان صرفا به كمك الكترودها به مغز فرماندهي هواپيما متصل اند. در واقع، آنچه سبب واكنش دستگاه مي گردد، افكار خلبان است. رآكتور «منطقه51» در سال هاي دهه 1970 نيز مطابق با همين اصل ساخته شده و برحسب وضعيت روحي و احساسي فردي كه آن را لمس مي كرد، تغيير رنگ مي داد. در آن زمان، هيچ كشوري از اينگونه تكنولوژي برخوردار نبود.منطقه فوق سري S4 اين منطقه در واقع در زير سلسله كوه هاي اطراف «پايگاه 51» نهفته و بنابراين پايگاهي زيرزميني است كه از ديد تيزبين ماهواره ها پنهان است. مي توان گفت كه S4 سري ترين پايگاه جهان است و تحت تدابير شديد امنيتي محافظت مي گردد. بدين گونه كه، دوربين هاي نظارتي و ردياب هاي تحركات زميني تا شعاع 40 كيلومتري پايگاه را تحت پوشش دارند، و پرسنل آن نيز از حق صحبت درباره نوع فعاليت خود محروم بوده، در صورت شكستن سكوت در معرض خطر مرگ قرار مي گيرند. ورودي S4 از 9 در خاكي رنگ تشكيل شده است و خود پايگاه نيز 9 بشقاب پرنده را در خود پنهان دارد.

 

اين اشياي پرنده براي پروازهاي خود از سوختي ويژه استفاده مي كنند كه «عنصر 511» ناميده مي شود. پروازها نيز بدون كمترين صدا انجام مي پذيرد.

«عنصر511» عنصري ثابت و پايدار است كه خواص جالب توجهي دارد. مي توان از آن به عنوان سوخت رآكتورها استفاده و يا آن را به منشأ يك ميدان انرژي قدرتمند تبديل كرد. تمامي اين بشقاب پرنده ها دستگاه هايي را در خود جاي مي دهند كه «عنصر511» را به يك ميدان انرژي قدرتمند براي خنثي كردن نيروي جاذبه يا گرانش زمين مبدل مي سازد. بشقاب پرونده ها «زميني»اند.

پاسخ هاي ارائه شده براي معماي «اشياي پرنده ناشناخته» در واقع دروغ هايي ديگر در خدمت اهداف آنهاست كه دوست دارند مردم را در راستاي منافع خود در ناآگاهي كامل نگه دارند. چرا كه، «اربابان قدرت» براي رسيدن به اهداف خود از هيچ كوششي فروگذار نيستند، هر چند كه اين تلاش ها كره زمين را به ورطه نابودي كشاند.  

آيا «بشقاب پرنده»ها در حقيقت آخرين دستگاه هاي نظامي نيستند كه در خفا و به گونه اي كاملا سري و محرمانه ساخته شده اند؟ قدر مسلم آن كه، آمريكا تنها كشوري نيست كه تكنولوژي هواپيماهاي رنگارنگ و از جمله هواپيماهاي مثلثي شكل را تحت كنترل درآورده است. شايد نيز به همين خاطر است كه رقم شاهداني كه به عنوان مثال، اشياي پرنده مثلثي شكل را در آسمان رؤيت كرده اند، بسيار بيش از ديگر شاهدان بشقاب پرنده هاست.  

در واقع، شركت هاي بسياري در سراسر جهان در ساخت بشقاب پرنده ها كوشيده اند. اما، شركت «ساراتف» در منطقه «ولگاي» روسيه كه كار خود را از بدو سال هاي دهه1990 آغاز كرده است، موفق به يافتن راه حل هايي ابتكاري گرديده، مهندسان آن به لطف شكل خاص بشقاب پرنده خود و نوآوري هاي تكنولوژيك بسيار ويژه، پاسخي براي يكي از مشكلات كليدي بشقاب پرنده ها كه لرزش آنها در وضعيت آب و هوايي نابسامان بوده است، يافته اند.

 

 

در اين حال، فرانسوي ها نيز «پايگاه 51» خود را دارند. پايگاه «آلبيون» در استان «پرووانس» فرانسه، پايگاهي فوق سري است كه در آغاز يك پايگاه موشك انداز هسته اي بوده، اما امروز يك پايگاه سري «فرازميني» است، اگرچه «متروك» به نظر مي رسد. يك افسر ذخيره اين پايگاه مي گويد، بسياري از خلبانان هلي كوپترهاي پايگاه بدفعات «بشقاب پرنده»ها را برزمين آن مشاهده كرده اند. ضمن اين كه، پرونده اي فوق سري درباره «اشياي پرنده ناشناخته» حاوي تصاوير اينگونه اشيا نيز در پايگاه «آلبيون» وجود دارد. و در كنار آن نيز، شايعات متعدد درباره موجودات فرازميني... و چيني ها نيز از غافله عقب نمانده، بشقاب پرنده اي ساخته اند كه 1/2متر قطر دارد و از راه دور كنترل مي شود.

در مجموع، دو نظريه هم اكنون درباره اين «پرندگان فلزي» وجود دارد. عده اي بر اين باورند كه دولت آمريكا سعي در توليد تكنولوژي هايي نظامي دارد كه قادر باشند در صورت وقوع منازعه اي جهاني پيروزي را نصيب اين كشور سازند. برخي نيز مدعي اند كه تهديد از جانب زمين نيست، بلكه از فضا مي آيد! اما، نظريه كلي بر اين باور است كه اين ناشناخته هاي پرنده نه از «زهره» مي آيند و نه از «مريخ» سرازير گرديده اند، بلكه ساخته و پرداخته دست بشرند و در راستاي اهداف پنهان و اسرار مگوي اربابان جهان به كار گرفته مي شوند.

منابع: سايت هاي - اووني- لوموند ديپلماتيك- انفودونت- لوپست- ويكيپديا- كانسپيرنسي واچ- دزانسيكلوپدي ويكيا- اووني آنلاين- باز51- فوتووني فري- ويكيو- جاناتان درودر يي مونسيت- - استروسرف- يا بيلادي- زن بلاگز- - بيزاروس- ژس مارسل فري- اووني زبلاگ- سكرت باز.

اورورا

فروشگاه خرید اینترنتی 

«آئورورا» چيست؟ تمام چيزهايي كه در مورد آن گفته مي‌شود و حتي اسمي كه براي آن انتخاب شده است، همگي بر پايه حدسيات و مشاهدات غير علمي افراد مختلفي است كه اطلاعات ناقصي از اين پرنده ناشناس يا به قول متجددان X دارند كه به صورت قطعي نمي‌توان اين گفته‌ها را تاييد يا رد كرد. 

اولين بار در سال ۱۹۸۶ در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا يك درخواست يك خطي ديده مي‌شد كه زير اين برگه نوشته شده بود «آئورورا» و براي آن معادل ۲ /272 ميليارد دلار بودجه درخواست شده بود كه نشان از اهميت و عظمت اين طرح مي‌داد. 

بعدها در سال ۱۹۹۴ بن ريچارد يكي از صاحبنظران صنعت هوايي آمريكا اعلام داشت كه اين نام، اسم رمزي بود براي طرحATB. 

ATB مخفف Advanced Technology Bomber به معناي بمب افكن با فناوري پيشرفته است كه شركت نورثروپ (Northrop) و به پيشنهاد لاكهيد (Lockheed) در اواخر سال ۱۹۸۱ ميلادي آن را در مناقصه اي در وزارت دفاع آمريكا برنده شدند كه B-2 ملقب به اسپريت به معناي «شبح» نتيجه اين طرح بود. از آن جا كه هنوز همB-2 جانشين خاصي پيدا نكرده است نمي‌توان آئورورا را يك ATB و در نتيجه جانشين B-2دانست. 

اما يكي ديگر از احتمالاتي كه توسط متخصصان صنايع هوايي آمريكا در مورد اين پرنده ناشناس مي‌دهند اين است كه اين هواپيما در واقع جايگزيني براي هواپيمايSR-71 باشد و به همين دليل آن راSR-91 هم ناميده‌اند. 

از ديگر نام‌هاي مستعاري كه براي اين پرنده ناشناس استفاده شده است مي‌توان بهXR-7 اشاره كرد كه گمان برده مي‌شد فاز دوم طرحي باشد كه فاز يكم آنSR-75 بود. 

سنيورسيتيزن نام ديگري است كه «پرنده اكس» را با آن هم مي‌شناسند. سنيور كلمه‌اي است كه در بيشتر هواپيماهاي طبقه بندي شده ارتش آمريكا استفاده شده است. براي نمونه نام طبقه‌بندي شدهU-2 ملقب به( Dragan Lady)اژدها خانوم Senior Book بود و يا نام طبقه‌بندي شده F-117، Seniar Trend بود. 

متخصصان بر اين باورند كه آئورورا بعدها به سنيورسيتيزن تغيير نام داد. از آن جا كه «پرنده اكس» را جايگزيني براي SR-71 مي‌دانند و مي‌توان احتمال داد اين نام بهترين گزينه براي پرنده اكس است. چون هر دوي اين نام‌ها يك حركت آرام بدون بالا و پايين را به ذهن متبادر مي‌كنند و جايگزينSR-71 نمي‌تواند حركتي جز اين نوع داشته باشد. 

پرنده ناشناس را با نام «پدربزرگ» هم مي‌شناسند كه ريشه اين يكي نامشخص است. اما نامي كه از ديگر نام‌ها متداول‌تر است همان آئورورا است. ولي آئورورا چيست؟ آئورورا در تاريخ اساطيري يونان باستان جايگاه ويژه‌اي دارد. او الهه «سپيده سحري» است كه ستارگان را خلق كرده و آنها را در شب چيد. 

نام پرنده اكس هرچه كه باشد، شناخته شده‌ترين طرح طبقه‌بندي شده ارتش آمريكاست. حالا با اين توصيفاتي كه در مورد نام پرنده اكس دانستيد، بد نيست كمي هم از پيشينه مجهول آئورورا بدانيد. همان طور كه در بالا هم گفته شد اولين بار آئورورا در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا ديده شد. 

رديفي كه آن در آن قرار داشت بعد از طرح‌های SR-71 وU-2 بود. در سال ۱۹۸۶ ميلادي دولت آمريكا بسياري از زمين‌هاي فوق سري اطراف درياچه گروم در صحراي نوادا (Nevada) را با استحكامات غير قابل نفوذ محصور كرد. از آن سال به بعد بسياري از تأسيسات مدرن و غير قابل نفوذ درون اين حصار ساخته شده و هنوز هم اين پايگاه در حال تكميل شدن است. 

حتي براي غير قابل نفوذ كردن آن زمين‌هاي اطراف پايگاه هم توسط دولت، مناطق ممنوعه اعلام شده است. اين در حالي است كه دولت آمريكا وجود چنين پايگاهي در صحراي نوادا را به شدت تكذيب مي‌كند. 

احتمال داده مي‌شود اين پايگاه به اندازه غير معمول باند پروازي آن (كه نمي‌توان اين گفته را هم تاييد كرد چون حدس زده مي‌شود با توجه به اندازه‌هاي پايگاه باند پروازي آن تقريباً چهار برابر باندهاي پرواز معمول باشد) محلي باشد براي پرواز و فرود آئورورا. 

در سال ۱۹۸۸ روزنامه نيويورك تايمز گزارش داد كه نيروي هوايي ارتش ايالات متحده روي يك هواپيماي مقدماتي كه مي‌تواند به سرعت شش ماخ دست يابد كار مي‌كند.در فاصله ژوئن سال ۱۹۹۱ تا ژوئن سال بعد، در كاليفرنياي جنوبي غرش‌هايي شنيده مي‌شد كه مربوط به هيچ هواپيماي شناخته شده‌اي نبود. اين غرش‌ها به قدري بلند بودند كه حتي زلزله نگارهاي مركز ژئوفيزيك آمريكا هم آنها را ثبت كردند. 

اين غرش‌ها را حتي از غرش هنگام فرود شاتل‌ها هم وحشتناك‌تر توصيف مي‌كردند. اين غرش‌ها به سمت شمال شرق روي لس‌آنجلس و صحراي(Mojave) امتداد مي‌يافت؛ به مناطقي كه پايگاه هوايي نليس و پايگاه گروم ليك در آنها وجود داشت. 

اما يكي از مواردي كه سري بودن و ناشناخته بودن اين پرنده را به شدت تاييد مي‌كند مربوط مي‌شود به فوريه ۱۹۹۲. در اين تاريخ يكي از مسئولان كنترل ترافيك هوايي نيروي هوايي سلطنتي انگلستان(RAF) در اسكاتلند، علامتي راداري را در پايگاه هوايي مك‌ريهانش(Machrihans) مشاهده كرده بود كه در فاصله بسيار كوتاهي به سرعت سه ماخ دست يافته بود و هنگامي كه با پايگاه مذكور تماس گرفته بود و علت اين علامت را پرسيده بود، به وي گفته بودند كه موضوع را فراموش كند. 

اينها، تنها مواردي نبودند كه مربوط به پرنده اكس مي‌شدند بلكه دهها مورد ديگر وجود دارد كه در آمريكا و انگلستان گزارش و همگي به گونه‌اي با پرسش بي پاسخي مواجه شده‌اند، پرسشي كه مربوط به پرنده‌اي سريع و غران مي‌شده است. تنها هنگامي مي‌توان به راز اين پرسش پي برد كه نيروي هوايي آمريكا خود پرده از آن بردارد.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد



اما تنها چيزي كه به يقين در مورد آئورورا مي‌توان گفت اين است كه آئورورا يك پرنده هايپرسونيك (ابر صوت که سرعتهای بیشتر از 5 ماخ دارند) است. اما اولين هواپيماهاي هايپرسونيك كي ساخته شده است؟ 

تا سال ۱۹۶۵ ميلادي سريع‌ترين هواپيماها دو هزار مايل بر ساعت سرعت داشتند در صورتي كه در سال ۱۹۴۵ تنها چند هواپيما مي توانستند به سرعت ۵۰۰ مايل بر ساعت دست يابند. پس گام منطقي ديگر، ساختن هواپيماهايي بود كه ديوار صوتي را بشكنند. 

با شكسته شدن ديوار صوتي توسط جت‌هاي جنگنده كه توسط شوروي سابق و ايالات متحده آمريكا ساخته مي‌شدند، اولين گام‌ها براي ساختن پرنده‌هاي هايپرسونيك برداشته شد. 

لازمه رسيدن به سرعت بسيار بالا داشتن موتور بسيار پيشرفته و مهم‌تر از آن بدنه‌اي است كه طاقت سرعت يك مايل بر ثانيه معادل ۳۶۰۰ مايل بر ساعت يا همان ۴/۵ ماخ داشته باشد. از اين جا مي‌توان به ساختار بسيار پيچيده آئورورا پي برد. از اولين هواپيماهاي هايپرسونيك مي‌توان به X-15 وFDL-15 اشاره كرد كه توسط ناسا و لاكهيد مارتين ساخته شده‌اند. 

در مورد آئورورا اطلاعات مختصري هم وجود دارد كه بيشتر بر پايه حدسيات است و از سوي منابع خاصي تاييد نشده‌اند. اما واقعي به نظر مي‌رسند. بيشينه سرعت اين پرنده در حدود پنج تا هشت ماخ گزارش شده است. 

طول آن در حدود ۱۱۰ فوت (۵/۳۳ متر) و طول دو سر بال آن كه كاملاً به صورت مثلث است حدود ۶۰ فوت(۲/۱۸ متر) است. اين هواپيما احتمال سقف پروازي در حدود ۱۵۰ هزار فوت (۴/۲۸ مايل) يا بيشتر دارد. در مورد موتور اين هواپيما نمي‌توان به نظر واحدي رسيد. 

با توجه به گفته‌هاي شاهدان مختلف در آمريكا و انگليس چندين نوع موتور مختلف مي‌تواند در اين پرنده به كار گرفته شده باشد. 

مثلاً بر پايه چيزي كه شاهدان در كاليفرنيا گفته‌اند، مي‌توان احتمال داد كه از يك موتور رم جت سيكلي متان سوز كه تغييرات بسيار زيادي در آن داده شده در آئورورا استفاده شده است. در مورد نيروي پيش رانش اين هواپيما چهار نظريه وجود دارد كه مختصراً آنها را به شما معرفي مي‌كنم. 

اولين نظريه PWDE است. اين كلمه مخفف Pulse Detonation Wave Engine است. اين موتور شيوه كار بسيار پيشرفته و پيچيده‌اي دارد. در اين روش هيدروژن و يا متان مايع بر روي بدنه تزريق مي‌شوند و پس از گرم شدن توسط PWDE مورد استفاده قرار مي‌گيرد. 
دومين نظريه Ramjet است. 

اين مورد همان موتور رم جت سيكلي متان سوز است كه در بالا گفته شد. رم جت‌ها در حالت عادي مي‌توانند سرعت ۶-۴ ماخ را به دست آورند. اما اين سيستم در آئورورا دچار تغييراتي شده است كه مي‌تواند سرعت ۸-۵ ماخ را به دست آورد. 

نظريه سوم سيستم Rulsejet معمولي است. در اين حالت هوا از جلو توسط موتور مكيده شده و پس از فشرده شدن و خروج با فشار از درون موتور باعث پيش رانش هواپيما مي‌شود. 

نظريه چهارم هم Turbo Rochetjet است. در اين مورد اطلاعات خاصي در دست نيست و صرفاً يك نظريه است. اما هنوز هم با همه اين توصيفات نمي‌توان گفت كه حتي آئورورا وجود خارجي دارد يا نه، شايد همه آن چيزهايي كه شاهدان در جاهاي مختلف ديده‌اند مربوط به چندين هواپيما مي‌شده است كه هيچ ربطي به هم نداشته باشند و مسئولان نظامي آمريكا با پاسخ ندادن به ابهامات پيش آمده، مي‌خواهند وجهه‌اي اساطيري به طرح‌هاي خود بدهند.

مشاهده موثق آئورورا

فروشگاه خرید اینترنتی


گزارشي كه آئورورا را به واقعيت بيشتر نزديك كرد در آگوست ۱۹۸۹ توسط كريس گيبسون كه يك مهندس نفت بود منتشر شد. او در آن زمان روي يك طرح نفتي در درياي شمالي كار مي‌كرد كه ناگهان چند هواپيما را مشاهده كرد كه از روي سر او در فاصله‌اي نه چندان بالا گذشتند. 

او كه در تشخيص هواپيماها يك حرفه‌اي به شمار مي‌رود توانست يك تانكر سوختKC-130 و دو F-111 را تشخيص بدهد، اما هواپيماي چهارم را فقط توانست يك مثلث كامل توصيف كند. 

او اين مثلث را كمي بزرگ تر از F-111 و داراي زواياي ۷۵ درجه و به رنگ كاملاً سياه توصيف كرد كه هيچ كدام از جزييات آن قابل ديدن نبودند و ظاهراً از تانكر KC-130 سوخت دريافت مي‌كرده است. 

كمي بعد يكي از مجلات صنايع هوايي آمريكا گفته‌هاي اشخاصي را چاپ كرده بود كه نيمه شب‌ها صداي بسيار بلند تيك آف هواپيمايي را در پايگاه هوايي ادوارد شنيده بودند.

بيوگرافي امير تتلو+عکس

بيوگرافي امير تتلو

 

فروشگاه خرید اینترنتی

امیر حسین مقصودلو

نام : امیر حسین

نام فامیل : مقصود لو

لقب : تتلو ( از خود ساختگیه وخواسته یه لقب تک انتخاب کنه که فقط تو دنیا یکی باشه)

تاریخ تولد : 1362/6/30

امیر مقصود لو معروف به تتلو در شهر تهران در ساله 1362 به دنیا اومده و از سال 1379 با موسیقی رپ اشنا شده ( قبلش یه 2 سالی پاپ میخونده ) و در سال 1380 با سفر به دبی و اشنا شدن با شاهرخ تونست سبک ار ان بی رو به صورته کامل فرا بگیره و بعد از اون وارد ایران شد و شروع کرد به ار ان بی خوندن با رپرهای بزرگ اون موقع مثله توهی و پیشرو و ابلیس و تیغه و ......

امیر در اوایل تقریبآ تا سال 1383 کارش در سبک ار ان بی به صورته کاور بود و نتونسته بود به طور کامل تو این سبک رشد کنه تا این که امیر و حسین تهی گروه تی ان تی رو تشکیل دادن و کارهای قوی رو با اهنگ سازیه محسن صادقی بیرون دادن

لازم به ذکر است که بگوییم امیر فردی است که به همراهیه تهی و پیشرو و روزبه اولین کلیپ رپه فارس رو روانه بازار کردند و قدمه بزرگی رو در پیشرفت رپ ورداشتن

امیر تتلو به دلیل کدورتی که با حسین پیدا کردن گروه تی ان تی رو رها کرد و هر کدوم به کارهای خودشون ادامه دادن البته مثله اینکه جدیدن و بعد از کلیپ گیر میدادی با هم اشتی کردن ولی دیگر گروه تی ان تی وجود ندارد

نکته جالب در مورد تتلو اینه که تتلو تا کنون هیچ البومی بیرون نداده و هرچه از او به عنوان اهنگ بیرون امده به صورت تک اهنگ بوده است

امیر تتلو را همگان با سبک ار ان بی میشناسند ولی امیر تاکنون در 3 یا 4 ترک رپ نیز خوانده است

امیر تتلو که با سروش و رضا پیشرو نیز رابطه یه صمیمانه ای داشت سر قبول نکردن عضویت در صامت با انان نیز به مشکل برخورد و الان با هیچ کدوم رابطه دوستانه ندارد

زمانی که تتلو در ایران بود در سعادت اباد سکونت داشت ولی از اوایل سال ۸۹ به دبی رفته است

به زودی رپ رو میزاره کنار ولی نمیگه کی . امیر 6 ماه تو دوبی زیر نظر شاهرخ سالار سولفژ کار کرده . آهنگساز و تنظیم کننده و استادش محسن صادقی هستش . تو استودیو اوج مهر ضبط میکنه . از رپرها کار پیشرو ، تیغه ، تهی ، زدبازی ، اردلان و فلاکت رو فقط دوست داره .
البته اردلان رپر خودشه یعنی خودش درستش کرده و به زودی هم میترکونه . معنی تتلو هم فقط به خودش ربط داره .
یه شایعاتی هست که میگن امیر تتلو شغلش فلانه . بدونین که همش شایعه اس و این عکسها در هر مکانی که گرفته شده توسط هواداران بوده . تنها شغل امیر کار ساختمانه که با دامادشون که مهندس عمرانه شریکن .

فروشگاه خرید اینترنتی

فروشگاه خرید اینترنتی

فروشگاه خرید اینترنتی

فروشگاه خرید اینترنتی

فروشگاه خرید اینترنتی

فروشگاه خرید اینترنتی

فروشگاه خرید اینترنتی

ابی+عکس

زندگی خصوصی
پدر ابی خیاط بوده و مادرش خانه‌دار. او دوران کودکی خود را در محلۀ میدان فوزیۀ تهران (میدان امام حسین فعلی) در خیابان شهرستانی سپری کرده است. چهار خواهر و یک برادر داشته که برادرش را چند سال پیش از دست داده است.[۴] وی از همسر اول خود فیروزه مقدادی، صاحب سه دختر به نام‌های عسل، سایه و خاتون است که برای هر سۀ آنها یک ترانه خوانده ‌است. ابی دو سال قبل از انقلاب در ایران، برای اجرای کنسرت به آمریکا می‌رود و با شروع انقلاب، ناگزیر در آنجا ماندگار می‌شود.[۴]
ابی پس از جدایی از همسر اول خود با مهشید برومند ازدواج می‌کند. وی یک پسر به نام فرشید دارد که پسرخواندۀ ابی محسوب می‌شود. گفته می‌شود آغاز آشنایی آنها با یکدیگر، در یکی از اجراهای ابی در گوتنبرگ بوده است.[۲] شباهت نزدیک همسر دوم وی با کتایون ریاحی، بازیگر سرشناس ایرانی، مشکلات عدیده‌ای را برای این بازیگر سینما در فضای مجازی ایران به همراه داشته است. مهشید برومند که مدیر برنامه‌های ابی نیز محسوب می‌شود در اکثر کنسرت‌های وی حضور داشته و تصاویر منتشره از وی در کنسرت ابی در فروردین ۱۳۹۲ منجر به سوء تفاهمات و شایعات دامنه‌داری علیه این بازیگر سینما شده است.[۵]
ابی به موسیقی یونانی علاقه‌‌مند است و از خوانندگان محبوبش می‌توان به پیتر گابریل، فردی مرکوری، استینگ، بونو و جیم موریسون از گروه راک دورز اشاره کرد.[۶] گفته می‌شود وی در منزل شخصی خود، اجازۀ پخش آهنگ‌های خوانده‌شده توسط خود را نمی‌دهد و به عبارتی، تمایلی به شنیدن صدای خود در محیط خانه ندارد.[۷] آغاز خوانندگی
او در دوران نوجوانی با خواندن قرآن در صف‌های مدرسه به استعداد خود در خواندن پی می‌‌برد. ابتدا در یک گروه دوستانه به نام سان بویز و سپس در باشگاه‌ها و کاخ‌های جوانان به صورت رسمی شروع به خواندن می‌کند. در گروه سان بویز، ابتدا به تقلید از آهنگ‌های ایتالیایی، بخصوص ترانه‌های آلبانو کاریسی خواننده و بازیگر بنام ایتالیایی می‌پردازد و سپس به اجرای ترانه‌هایی از خوانندگان مطرح آن دوران مانند جیم موریسون، اریک بوردون، تام جونز و پپینو دی کاپری رو می‌آورد.[۸]
او اولین بار در کاخ جوانان جنوبی به روی صحنه می‌رود. تجربهٔ اولین اجرای رسمی ابی از زبان خودش شنیدنی است. آن‌طور که وی در مصاحبه‌ای نقل کرده است در اولین اجرا از فرط استرس، نیمی از بدنش کاملاً بی‌حس شده و اصطلاحاً به خواب می‌رود. او این واقعه را جزو خاطرات تلخ اما فراموش‌نشدنی خود ذکر کرده است.[۴]
ابی در همان دوران با شهبال و شهرام شب‌پره آشنا می‌شود. شهبال شب‌پره صدای او را در سان بویز می‌شنود و به وی پیشنهاد کار در گروه بلک کتز را می‌دهد. او در کنار فرهاد مهراد خوانندۀ پاپ ایرانی، مدت دو سال با گروه بلک کتز همکاری می‌کند و مدت زیادی در کابارۀ کوچینی به روی صحنه می‌رود. سپس از این گروه جدا می‌شود و به همکاری با آهنگسازان و ترانه‌سرایان مطرح آن دوران می‌پردازد. ابی از دوران همکاری با فرهاد در گروه بلک کتز، به عنوان دورهٔ آموزشی خود یاد می‌کند و خود را وامدار فرهاد می‌داند.[۹]
در آن زمان که ابی وارد عرصهٔ موسیقی می‌شود، خوانندگان اندکی در ایران در زمینهٔ موسیقی پاپ فعالیت داشته‌اند که از آن جمله می‌توان به ویگن٬ عارف و منوچهر سخایی اشاره کرد.[۴] دیری نمی‌گذرد که ابی نیز نخستین ترانهٔ مستقل خود را با نام «عطش» عرضه می‌کند که برای فیلمی به همین عنوان ساخته می‌شود. دومین ترانهٔ وی «چرا چرا» نام دارد با شعری از مسعود هوشمند و آهنگی از حسین واثقی.[۱۰] اما سومین ترانهٔ ابی که به گفتهٔ خودش باعث معروفیت وی می‌شود ترانه‌ای است به نام «شب» با شعر اردلان سرفراز و آهنگ منصور ایران‌نژاد که برای اولین بار در شوی معروف میخک نقره‌ای از فریدون فرخزاد پخش می‌شود.
ابی از همان اوان خوانندگی، در سبک و اسلوب خواندن از تقلیدهای نابجا برحذر بوده و حتی خوانندگان جوان همدورۀ خود را که به کپی‌برداری و تقلید از آثار یکدیگر می‌پرداختند به شدت تخطئه می‌کرده است. در همین دوران است که وی با شرکت در جشنوارۀ آواز ترکیه توانست نگاه‌های داخل و خارج را به سمت خود معطوف کند.[۱۱]
صدای ابی از همان دوران ابتدای نشو و نمایش، محل بحث و نظر کارشناسان بوده است. چنانکه مجلۀ جوانان در شمارۀ سال دهم خود، مطلبی را تحت عنوان «صدای ابی رانندگان را دچار هیستریک سرعت می‌کند» منتشر می‌کند و در آن به طرح این مسئله می‌پردازد که صدای ابی به علت قدرت و انرژی فوق‌العادۀ آن که بیشتر جنبۀ حماسی دارد، رانندگان را هنگام رانندگی دچار هیستریک و حرکات تند و خشن می‌کند.[۱۲] خوانندگی در خارج از ایران
ابی پیش از انقلاب، تک‌آهنگ‌های زیادی را بر روی صفحه منتشر کرد ولی هیچ‌گاه آلبوم مستقلی از وی ارائه نشد. آثار این دورهٔ او بعد از انقلاب و در خارج از کشور بود که در قالب آلبوم‌های مستقل و به صورت کاست به بازار عرضه شد. در کارنامهٔ کاری وی، همکاری با ترانه‌سرایان برجسته‌ای چون ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و شهیار قنبری و آهنگسازان سرشناسی چون بابک بیات، واروژان، فرید زلاند و سیاوش قمیشی به چشم می‌خورد.
در میان آهنگسازانی که وی با آنها همکاری داشته، فرید زلاند با ۳۹ آهنگ و سیاوش قمیشی با ۲۷ آهنگ در صدر قرار دارند. آخرین کار فرید زلاند برای ابی سه آهنگ از آلبوم «طلوع کن» و آخرین کار سیاوش قمیشی برای ابی، مجموع آهنگ‌های آلبوم «شب نیلوفری» است. ابی در سال‌های اخیر از طیف آهنگسازان سنتی فاصله گرفته و دو آلبوم اخیر خود را با همکاری آهنگسازان جوانی نظیر شوبرت آواکیان و شادمهر عقیلی وارد بازار کرده‌ است.
ابی در سال‌های اقامت در خارج از کشور، در بزرگ‌ترین سالن‌های بین‌المللی جهان کنسرت اجرا کرده‌ است که برخی از آنها کنسرت خیریه بوده است. در سال ۲۰۰۷ میلادی برای اجرای کنسرت همراه با ارکستر سمفونی آخن، از ابی به شکلی ویژه دعوت به عمل می‌آید. اين کنسرت از راديو WDR به صورت مستقيم، پخش و از تلويزيون همين شبکه نيز فيلمبرداری شد. روزنامه‌های پرتيراژ آخن نيز پس از برنامۀ ابی، از وی تمجيد کرده و از «گرمای حضور او بر صحنه» نوشتند.[۱۳][۱۴] از معروف‌ترین کنسرت‌های خیریهٔ او نیز کنسرت وی در رویال آلبرت هال در لندن در سال ۲۰۱۰ است که عواید آن صرف کمک به بیماران مبتلا به ام اس شد.[۱۵]
هم‌صدایی مردم با ابی در کنسرت‌هایش نیز جزو خصایص منحصر به فرد این خواننده محسوب می‌شود، تا جایی که او را جزو اولین خوانندگان فارسی‌زبانی دانسته‌اند که به این همخوانی اهمیت داد و حتی آن را در آلبوم کنسرت‌هایش ضبط و پخش کرد.[۱۶]
با آنکه سال‌هاست که ابی در خارج از ایران و در تبعید زندگی می‌کند، هنوز برخی طراحان ایرانی از نام وی جهت افزایش فروش کالاهای تجاری خود بهره می‌گیرند.[۱۳] شماری از خوانندگان داخل ایران نیز به شدت تحت تأثیر سبک خواندن و نحوهٔ اجرای او قرار گرفته‌اند. در مورد قاسم افشار که از جملهٔ این خوانندگان است و بازخوانی ترانهٔ «خلیج فارس» ابی بدو منسوب است،[۱۷] حتی در حرکات دست و پای وی هنگام اجرای کنسرت نیز شباهت بسیاری با ابی برقرار ساخته‌اند.[۱۸] مفهوم ترانه‌ها
ابی به خواندن ترانه‌هایی با مضامین سیاسی، اجتماعی و نیز عاشقانه علاقه نشان می‌دهد. او ترانه‌های متعددی در مورد ایران خوانده که بسیاری از آنها دارای مضامین سیاسی اعتراضی و گاه بحث‌انگیز بوده‌اند. از جملهٔ این ترانه‌ها که سرشار از مضامین سیاسی هستند می‌توان به «خلیج فارس»، «خانه سرخ است» و «بشکن» اشاره کرد.[۱۳] ترکیب ملودی فرید زلاند و کلام شهیار قنبری و تنظیم منوچهر چشم‌آذر منجر به خلق ترانه‌ای شده‌ است با نام «نون و پنیر و سبزی» که می‌توان آن را سمبل ترانه‌های معترض دورهٔ خود به حساب آورد. این ترانه با اجرای مشترک ابی و داریوش به عنوان یکی از ترانه‌های ممنوعه در سال‌های اوایل دههٔ ۱۳۷۰ در ایران به صورت پنهانی دست به دست می‌گشته ‌است.[۱۹]
صرف‌نظر از مسائل سیاسی، او در ترانه‌های خود به مسائل اجتماعی نظیر فقر، آزادی بیان و حقوق زنان نیز توجه نشان می‌دهد. سه ترانهٔ «هلا»، «سیاه‌پوش‌ها» و «بانوی خاوری» نمونه‌هایی مناسب از این دست هستند.[۱۳] عشق هم در کلام او گاه رنگ و بوی زمینی و جسمانی پیدا می‌کند و عاشق، از چشم و لب و قد و تن یار سخن به میان می‌آورد مانند ترانۀ «مداد رنگی»؛[۲۰] و گاه چنان ژرف، متعالی و مقدس می‌شود که سخن از معراج و رجعت و خدا شدن به میان می‌آید مانند ترانۀ «رازقی».[۲۱] اکثر این ترانه‌های عاشقانه، اشعار ترانه‌سراهای معاصر است ولی در لابه‌لای آنها اشعار عرفانی شعرای متقدم نیز دیده می‌شود مانند آهنگ «حیلت رها کن» که شعر آن از مولوی است[۲۲] و آهنگ «خدا می‌داند» که شعر آن از شمس مشرقی شاعر و عارف قرن هشتم است.[۲۳]
ترانۀ «مولای سبزپوش» سرودۀ ایرج جنتی عطایی نیز خالی از مضامین عرفانی نیست چرا که در ادب پارسی، اصطلاح «سبزپوش» همواره لقب کسانی بوده است که در بالاترین سطح عرفانی زندگی می‌کنند، خواه فرشتگان، پیامبر، خضر نبی، و یا دلیل راه عرفانی بوده باشد.[۲۴] با این همه، تلاش‌هایی نیز در جهت سیاسی جلوه دادن این ترانه صورت گرفته است، چنانکه در آلبومی تحت عنوان «وحدت؛ پایان ۲۵۰۰ سال دیکتاتوری» که دقیقاً بعد از انقلاب اسلامی در ایران منتشر شد، این آهنگ ابی در کنار دیگر ترانه‌های سیاسی یا ملی‌گرایانۀ خوانندگان آن دوره قرار گرفته است.[۲۵]
ابی را از نظر کاری خواننده‌ای ریسک‌پذیر، و از نظر انتخاب آهنگ و ترانه، نوگرا می‌دانند. این ریسک‌پذیری در کار، در دو آلبوم اخیر وی بخصوص سه ترانهٔ «من اگه خدا بودم»، «خدا با ماست» و «جهان‌بینی» با وضوح بیشتری نمایان می‌شود. ترانهٔ «من اگه خدا بودم» با طرح مسئله شر و در رأس آن فاجعهٔ زلزله بم، به نوعی دیدگاه‌های رایج در مورد خدا و حکمت و عدل او را به چالش می‌کشد. ترانهٔ «خدا با ماست» نیز ترانه‌ای ساختارشکن است با این تفاوت که برخلاف ترانهٔ «من اگه خدا بودم» درصدد است با شریک قرار دادن خدا در تمام شئون زندگی انسان، راهکاری برای رویارویی با شرور پیش پای انسان بگذارد و بدین‌ترتیب می‌توان این دو ترانه را به لحاظ محتوا و مضمون، مقابل هم قرار داد. در ترانهٔ «جهان‌بینی» نیز با طرح موضوع فلسفۀ زندگی، بسیاری از چالش‌های ذهنی و دغدغه‌های فکری بشری به باد انتقاد گرفته می‌شود و تنها جهان‌بینیِ دارای اهمیت و اصالت، عشق معرفی می‌‌‌گردد.[۲۶]
ابی به کیفیت کلامی و زبانی ترانه‌هایی که می‌خواند بسیار اهمیت می‌دهد ولی این بدین معنا نیست که در مورد ملودی و موسیقی کار خود حساسیت ندارد. در برخی مواقع، اساساً ملودی اثر بوده است که موجبات خلق ترانه را فراهم ساخته است. به عنوان نمونه، دو آهنگ «ستاره‌های سربی» و «شب‌گریه» توسط ایرج جنتی عطایی بر روی دو ملودی پیش‌ساختهٔ سیاوش قمیشی ترانه‌سازی شده است.[۴] ترانه‌‌های خاص
گفتنی است دو آهنگ از کارهای ابی دارای دکلمه است، یکی آهنگ «خورجین» از آلبوم «شب‌زده» که توسط بابک بیات آهنگساز همین ترانه اجرا شده‌ است[۲۷] و دیگری آهنگ «بانوی خاوری» از آلبوم «حسرت پرواز» که توسط خود ابی اجرا شده ‌است و می‌توان آن را تنها دکلمهٔ ابی به حساب آورد. ابی در دوران جوانی، توانایی خود را در زمینهٔ خوانندگی به زبان انگلیسی نیز به محک گذاشته‌ است که دو ترانهٔ آن به صورت رسمی در آلبوم‌هایش منتشر شده‌ است یکی ترانهٔ PaPa در آلبوم «تپش» و دیگری ترانهٔ Far Away در آلبوم «پیر».[۲۸]
ابی اخیراً به بازخوانی برخی آهنگ‌های قدیمی خود پرداخته ‌است مانند ریمیکس دو آهنگ «خالی» و «مست چشات» که در آلبومی به نام «یادگاری» منتشر شده‌اند.[۲۹] ریمیکس ترانه‌هایی مانند «پوست شیر»، «درخت»، «نوازش» و «گریه نکن» که در شماری از سایت‌ها[۳۰] منتشر شده ‌است کارهایی ذوقی و تفننی از طرف برخی هواداران ابی است و ارتباطی به ریمیکس‌های رسمی خواننده ندارد.
در نظرسنجی‌ای که از طرف شبکۀ تلویزیونی من و تو با عنوان «ماندگارترین ترانه‌های ایرانی» انجام گرفته، ترانۀ «پوست شیر» به عنوان برترین ترانۀ ابی معرفی شده است. دیگر ترانه‌های برتر ابی در این فهرست، به ترتیب عبارتند از: «ستاره‌های سربی»، «مست چشات»، «درخت»، «خالی»، خلیج فارس، «محتاج»، «شب‌زده»، «کی اشکاتو پاک می‌کنه»، «گریه نکن»، «با تو» و «شکار».[۳۱]
ابی به تازگی با همکاری شادمهر عقیلی موزیک ویدیویی با نام «رؤیای ما» منتشر کرده‌ است که آمار بازدید از آن در وب‌سایت یوتیوب از مرز یک و نیم میلیون نفر گذشته ‌است. این میزان بازید از ویدیو کلیپ‌های ابی در این سایت ظاهراً بی‌سابقه است.[۳۲] فایل صوتی این ترانه نیز در وب‌سایت ویکی صدا با قریب دویست هزار بازدید، پرمخاطب‌ترین ترانۀ ابی در این وب‌سایت محسوب می‌شود.[۳۳]
شاید جنجالی‌ترین ترانۀ ابی در طول دوران کاری‌اش، ترانۀ سیاسی «راه من» سرودۀ شهیار قنبری با آهنگسازی فرید زلاند باشد که منجر به اختلافات دامنه‌داری بین ابی با آهنگساز، ترانه‌سرا و تا حدودی خوانندۀ بعدی این ترانه گردید. فرید زلاند که در ابتدا این ترانه را با صدای ابی، آهنگسازی و ضبط کرده بود بنا به دلایلی از ادامۀ کار منصرف شده و ترانۀ مزبور را با صدای داریوش، دیگر خوانندۀ پاپ ایرانی که او نیز اشتیاقی زایدالوصف به خواندن ترانه‌های سیاسی دارد، در آلبومی مستقل وارد بازار کرد. ابی نیز که علاقۀ خاصی به این ترانه داشته و خود را خالق تحریرهای موجود در این آهنگ می‌داند و حتی بر خلاف ادعای آهنگساز آن مدعی است که دستمزد آهنگساز و ترانه‌سرا و تنظیم‌کننده را تمام و کمال پرداخت کرده است، نمی‌تواند به راحتی از کنار این آهنگ بگذرد و آن را بر روی سایت اختصاصی خود قرار می‌دهد که بعدها اعتراض فرید زلاند را برمی‌انگیزد. شاید به خاطر رفتار غیرحرفه‌ای آهنگساز این ترانه بوده است که برخی به طعنه، نام این ترانه را «راه زلاند» نهاده‌اند.[۳۴][۳۵] ابی و سایر خوانندگان
ابی کارهای مشترک زیادی نیز با سایر خوانندگان ایرانی داشته‌ است که از میان خوانندگان کلاسیک می‌توان به داریوش (آهنگ نون و پنیر و سبزی)، شاهرخ (آهنگ همخون)، سلی و نلی (آهنگ خدا می‌داند)[۳۶] و هایده (آهنگ شب عشق) و از میان خوانندگان جوان به آرش (آهنگ بگو ای یار)، نوید و امید (آهنگ گریز)، کامران و هومن (آهنگ مگه فرشته هم بده و آهنگ کلبه) و شادمهر عقیلی (آهنگ رؤیای ما) اشاره کرد. تنها کار مشترک سیاوش قمیشی با ابی، همخوانی بخشی از ترانهٔ «کوه یخ» بوده ‌است. در برخی آهنگ‌ها هم ابی صرفاً بخشی از ترانه را با خوانندهٔ اصلی همخوانی می‌کند مانند آهنگ «جسارت» از امیر آرام و نیز آهنگ «شهر ظلمت» از شاهرخ.[۳۷]
برخی ترانه‌هایی که ابی خوانده‌ است، توسط خوانندگان دیگر قبل یا بعد از وی نیز خوانده شده‌ است مانند آهنگ «پاییز» توسط سیاوش قمیشی[۳۸]، آهنگ «عسل» توسط ستار[۳۹]، آهنگ «راه من» توسط داریوش[۴۰]، آهنگ «گل‌واژه» توسط هایده[۴۱]، آهنگ «هموطن» توسط شهرام شب‌پره[۴۲] و مجموع ترانه‌های آلبوم «تاج ترانه» که از آن گوگوش است و توسط ابی و به یاد آهنگساز فقید آنها واروژان بازخوانی شده است.[۴]
ابی را از جمله نادر خوانندگانی دانسته‌اند که با آغوشی باز همراه با بسیاری از خوانندگان، روی صحنه خوانده است. داریوش، بیژن مرتضوی، شهرام شب‌پره، سیاوش قمیشی، کامران و هومن، آرش و شادمهر عقیلی از جمله خوانندگانی هستند که ابی با آنها کنسرت مشترک داشته است.[۴۳]
ابی برای سلایق و علایق نسل جوان، احترام خاصی قائل است و این یکی از عواملی بوده است که او را به همکاری با خوانندگان و آهنگسازان جوان سوق داده است. او که در سال‌های اخیر به سبک موسیقی الکترونیکی روی آورده است، معتقد است که در این نوع سبک، کیفیت ضبط ترانه‌ها بهبود می‌یابد و خیلی بهتر می‌توان با نسل جوان که به سبک‌های جدید موسیقی گرایش دارند، ارتباط برقرار کرد. آهنگ «بگو ای یار»، ترانه‌ای دوصدایی از ابی و آرش است که به سبک الکترونیکی اجرا شده است.[۴۴] نت و آکورد آهنگ‌ها
فریبرز لاچینی آهنگساز و نوازندهٔ برجستهٔ ایرانی، در سایت اختصاصی خود، موسیقی بی‌کلام تعداد قابل توجهی از ترانه‌های ابی را که از نواخته‌های خود ایشان است همراه با نت آنها، در دسترس همگان قرار داده است. مجموعه آلبوم‌هایی تحت عنوان بوی دیروز در ۱۷ مجموعه نیز به فریبرز لاچینی منسوب است که در آنها وی در هر آلبوم، به صورت پراکنده، موسیقی بی‌کلام یکی دو تا از کارهای ابی را نیز عرضه کرده است.[۴۵]
همچنین سیاوش قمیشی، دیگر آهنگساز ایرانی که او هم به ساخت موسیقی بی‌کلام علاقه نشان می‌دهد، در آلبومی با نام City Of The Sun (شهر آفتاب)، موسیقی بی‌کلام سه ترانه از ترانه‌های ابی را عرضه کرده است، بدین‌ترتیب: Illuminata (ترانۀ مداد رنگی)، Inside The Circle (ترانۀ پیچک) و Moon Gate (ترانۀ پاییز).[۴۶]
عباس براری نیز در مجلد سوم کتابی تحت عنوان چهل سال پاپ، آکورد ۳۳ آهنگ از ترانه‌های ابی را تنظیم و گردآوری کرده است که توسط انتشارات رهام به چاپ رسیده است.[۴۷] متن ترانه‌های ابی نیز در کتابی مستقل، تحت عنوان «ترانه‌های ماندگار: ستاره‌های سربی» توسط حامد حمیدا گردآوری شده است که در سال ۱۳۷۹ به چاپ رسیده است. کتاب با مقدمه‌ای دربارهٔ سیر ترانه‌سرایی در ایران آغاز می‌گردد و آنگاه، متن ترانه‌های خوانده‌شدهٔ ابی تا قبل از سال انتشار کتاب، در قالب سیزده دفتر عرضه می‌شود.[۴۸] فعالیت‌های سیاسی
ابی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران نیز چندین ترانهٔ اجتماعی و اعتراضی خوانده بود از جمله آهنگ «شکار» که دو سال مانع از شنیدن آن در رادیو شدند تا اینکه این ترانه با کسب جایزه از فستیوال ترکیه به گوش همه رسید. اما با کوچ اجباری پس از انقلاب بود که چهرهٔ او به عنوان یک ترانه‌خوان معترض و سیاسی در کنار داریوش به تصویر درآمد. ابی از همان سال‌های آغازین پس از انقلاب و در طول دهه‌های اخیر با اجرای حدود ۱۵ تا ۲۰ ترانه، به نوعی مخالفتش را با حاکمیت فعلی ایران نشان داده ‌است. او در مصاحبه‌ای در شهریور ۱۳۸۷ گفت: «اصلاً نالازم‌ترین و غیرضروری‌ترین چیز که می‌توانست برای آن مملکت اتفاق بیفتد، انقلاب اسلامی بود».[۸]
ابی پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ در ایران، با خواندن آهنگی اعتراضی به نام «تصمیم» و ویدیویی استعاری، به نوعی حوادث پس از انتخابات را پیش‌بینی کرد. این ترانه در خبرگزاری‌های خارجی نیز بازتاب داشته است.[۲][۳] او همچنین در سرکوب مردم معترض به نتایج انتخابات ۱۳۸۸، با حضور در راه‌پیمایی‌های اعتراضی در خارج از کشور و مصاحبه‌های تند علیه دولت و حکومت ایران، اعتراض خود را شدیداً نشان داد. ابی و خلیج فارس
شاید ترانۀ خلیج فارس بیشتر از آنکه برای خواننده‌اش وجهه یا اعتبار به همراه آورده باشد، منشأ دردسر و سوء تفاهم بوده است. در پی امتناع ابی از خواندن ترانۀ خلیج فارس در کنسرت‌های دبی، شایعاتی مبنی بر اهدای یک هواپیمای مجلل از طرف حاکم دبی به ابی به خاطر خودداریش از خواندن این ترانه، در برخی رسانه‌های ایرانی منتشر شد که واکنش شدیداللحن ابی را نیز متعاقب آن به همراه داشت. ابی در پاسخ به این شایعات، انتساب هر گونه هواپیمای شخصی را به خود رد کرده و دلیل امتناعش از خواندن ترانۀ خلیج فارس را در دبی، از دست ندادن پایگاهی نزدیک به ایران جهت ارتباط با هموطنان خویش عنوان می‌کند.[۴۹]
ابی معتقد است حضور وی و سایر هنرمندان خارج از کشور در اطراف ایران، به مراتب مهم‌تر و کارسازتر از نبودشان است. در نزد وی، کنسرت‌های دبی وسیله‌ای برای تماس با مردم داخل ایران و ایجاد محیطی امن و آزاد و به دور از محدودیت‌های قانونی برای شادی و سرور ایرانیان، و نیز وسیله‌ای برای اظهار اعتراض و مخالفت با هیئت حاکمۀ ایران است. او خواندن ترانه‌‌ای را که سال‌ها پیش زمانی که هنوز بحث بر سر نام خلیج فارس در افواه مردم شایع نشده بود وی آن را در آلبومی مستقل منتشر کرده است، در مکانی که به مذاق دولتمردان و مسئولان آن خوش نمی‌آید و در نتیجه عکس‌العملِ قهری آنان را در پی دارد، امری نالازم و غیرضروری می‌داند. طُرفه آن است که علی‌رغم انتقادات یا اتهاماتی که این وب‌سایت‌ها به ابی وارد ساخته‌اند، از او با نام «ابرستاره» و «سلطان صدا» یاد کرده‌اند.[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳] فیلم‌شناسی
ابی در دو فیلم در نقش بازیگر حضور داشته است. یکی فیلم بوی گندم، محصول سال ۱۳۵۶ به کارگردانی محمد دلجو و امیر مجاهد، و دیگری فیلم ناخدا با خدا، محصول سال ۱۳۵۲ به کارگردانی نصرت‌الله وحدت. فیلم بوی گندم، ماجرای سيامک، اسی و تقی سه دوست آس و پاسی است که ابی در آن نقش تقی را بازی می‌کند. تقی معتاد است و نصیحت‌های سيامک را برای ترک اعتیاد نمی‌پذيرد و عاقبت نیز در پایان داستان می‌میرد. بعدها ابی از بازی در این فیلم اظهار ندامت و پشیمانی می‌کند و آن را دخالت در حوزهٔ غیرتخصص خود عنوان می‌کند.[۴] ابی در فیلم ناخدا با خدا، ظاهراً نقش کوتاهی داشته است.
ابی به عنوان خواننده نیز در سینمای ايران فعاليت داشته‌ است. طبق آمار بانک جامع اطلاعات سینمای ایران، در بین ۲۹۶ خواننده‌ای که در سینمای ایران فعالیت داشته‌اند، ابی با خوانندگی در ده فیلم، مقام سیزدهم را به خود اختصاص داده است و از این لحاظ با شهپر، دیگر خوانندهٔ ایرانی برابری می‌کند. این ده فیلم به ترتیب سال تولید عبارتند از:[۵۴] فیلم سال تولید ترانه‌سرا آهنگساز ● عطش ۱۳۵۱ مسعود هوشمند حسین واثقی ● بی‌حجاب ۱۳۵۲ مسعود هوشمند حسین واثقی ● هياهو ۱۳۵۳ ایرج جنتی عطایی بابک بیات ● ذبيح ۱۳۵۴ - واروژان ● بت‌شکن ۱۳۵۵ ایرج جنتی عطایی بابک بیات ● شب زخمی ۱۳۵۶ منصور تهرانی سلی ● سلام تهران ۱۳۵۶ زویا زاکاریان واروژان ● خاکستری ۱۳۵۶ ایرج جنتی عطایی بابک بیات ● بوی گندم ۱۳۵۶ زویا زاکاریان سیاوش قمیشی ● باغ بلور ۱۳۵۷ منصور تهرانی حسن شماعی‌زاده
این در حالی است که در این فهرست، از دو فیلم کندو (۱۳۵۴) و بر فراز آسمان‌ها (۱۳۵۷) که ابی در آنها نیز ترانه خوانده است نامی برده نشده است. گفتنی است که ابی بر روی سکانس‌هایی از فیلم‌هایی ترانه خوانده است که در آنها بازیگران بزرگ و نامداری حضور داشته‌اند؛ مثلاً در فیلم بر فراز آسمان‌ها، محمد علی فردین، و در سه فیلم کندو، ذبیح و بت‌شکن، بهروز وثوقی، و در دو فیلم عطش و بی‌حجاب، ایرج قادری به ایفای نقش پرداخته‌اند.[۵۵] آلبوم‌های منتشرشده
ابی از سال ۱۹۷۴ تاکنون هجده آلبوم به صورت رسمی منتشر کرده است که از این لحاظ می‌توان وی را خوانندهٔ پرکاری به شمار آورد. این آلبوم‌ها به ترتیب سال انتشار عبارتند از: آلبوم سال تولید آلبوم سال تولید ● تپش ۱۹۷۴ ● معلم بد ۱۹۹۳ ● نازی ناز کن ۱۹۷۶ ● اتل متل ۱۹۹۴ ● شب‌زده ۱۹۷۷ ● ستاره‌های سربی ۱۹۹۵ ● کوه یخ ۱۹۸۷ ● عطر تو ۱۹۹۶ ● با تو ۱۹۸۸ ● تاج ترانه ۱۹۹۷ ● غریبه ۱۹۸۹ ● طلوع کن ۱۹۹۹ ● پیر ۱۹۸۹ ● شب نیلوفری ۲۰۰۳ ● خلیج ۱۹۹۰ ● حسرت پرواز ۲۰۰۶ ● ستارهٔ دنباله‌دار ۱۹۹۳ ● حس تنهایی ۲۰۱۱
ابی که پس از انتشار آلبوم شب نیلوفری، صحبت از بازنشستگی خویش به میان آورده بود هنوز در زمینۀ تولید آلبوم و اجرای کنسرت، باانگیزه و فعال است. او معتقد است که به روی صحنه رفتن و یا انتشار آلبوم، فرصتی آموزشی در اختیارش قرار می‌دهد و موجب تجربه‌اندوزی بیشتر می‌گردد و این در نزد وی بهترین انگیزه و محرک برای تداوم بخشیدن به حرفه‌اش بوده است.[۵۶] او خوانندگی را عشقی می‌داند که هرگز از آن جدایی نخواهد داشت.[۵۷] تک‌آهنگ‌ها
صرف‌نظر از تک‌ترانه‌های خاصی که ابی در کاباره‌های قبل از انقلاب و یا کنسرت‌های خارج از کشور خوانده است، وی دارای تعدادی تک‌آهنگ استودیویی است که بنا به دلایلی در آلبوم‌های رسمی‌اش منتشر نشده‌اند. این ترانه‌ها در میان هوادارانش به «ترانه‌های بی‌بام ابی» شهرت پیدا کرده‌اند. در ذیل، فهرست کامل نام این ترانه‌ها درج شده است:[۵۸][۵۹][۶۰] ● پنجره‌ها (مشترک با جمعی از خوانندگان) ● بر فراز آسمان‌ها ● رؤیای ما (مشترک با شادمهر عقیلی)New ● A Chili Pum (مشترک با شهرام شب‌پره) ● کتاب سوخته ● همین خوبهNew ● Marcella (مشتـرک با شهـرام شب‌پره) ● عید نوروز ● نگرانت میشمNew ● زمین (مشترک با جمعی از خوانندگان) ● تک‌سوار ● جشن مهرگان (سرود انقلاب سفید) ● دلتنگی ● بانوی ما (مشترک با سلی و نلی) ● راه من ● شهبانو (مشترک با نوش‌آفرین) ● عطش ● زنجیرو ورچین (دلنگ دلنگ) ● تهمت ● جهان سوم (ناجی شرق) ● ظالم ● یه روزی مهربون بودی ● خونه ● شب (اجرای کامل) ● پریا
البته در این میان، صحت انتساب ترانهٔ «تک‌سوار» به ابی، با وجود شباهت ظاهری در جنس صدا و سبک خواندن، محل تردید است. برخی منابع، تعدادی تک‌آهنگ‌ دیگر نیز به ابی منسوب کرده‌اند، ولی از آنجا که فایل صوتی آنها را ارائه نداده‌اند از ذکرشان در این فهرست خودداری شده است. در ضمن٬ نام ترانه‌های مشترک ابی با دیگر خوانندگان و نیز ترانه‌های ریمیکس‌ او، در بخش‌های پیشین آورده شده است.

قلم خش گیر ماشین

قلم خش گیر ماشین

قلم خش گیر ماشین

قلم خش گیر ماشین

قلم خش گیر ماشین

قلم خش گیر ماشین

افشین

افشین

.

خرید اینترنتی

خیدر پسر کاووس شاهزاده اشروسنه که با نام افشیم شناخته شده است (اشروسنه، کوهستانی مابین سمرقند و خوجنده است [۱])، از شخصیت‌های نامدار تاریخ ایران است که در قرون اولیه پس از تسلط اعراب و عباسیان بر ایران می زیسته.[۲][۳]. افشین عنوان موروثی شاهان اسروشنه در آن زمان بوده است.[۳].این نام عربی شده این نام در پارسی میانه یعنی پیشین و در اوستایی یعنی پیسیناه است.[۳]هرچند مینورسکی اعتقاد دارد این نام منشا سغدی دارد.[۴].در طول زمانی که برای اولین بار اعراب بر منطقه اشروسه دست یافتند مردمان این ناحیه از مردمان ایرانی تشکیل یافته بودند [۲] که توسط شاهزادگان خود که عنوان افشین داشتند اداره می‌شد.[۵].

به طور کلی افشین یک ایرانی محسوب می‌شود.[۲][۶][۷][۸][۹][۱۰] ولی به هر حال دو منبع کلاسیک (و برخی از نویسندگان) وی را ترک معرفی می‌کند.[۱۰][۱۱] او از یک منطقه فرهنگی ایرانی آمده که عموما ترک به حساب نمی‌آمدند.[۲][۱۰]این دوگانگی از آنجا بوجود آمده است که نویسندگان عرب واژه ترک را بصورت بی قاعده برای نیروهای تازه خلیفه که در میان آنها برخی از ایرانی‌تباران فرغانه و اسروشنه نیز بودند بکار می‌بردند.[۱۰][۱۲][۱۳].

اَفشین یکی از سرداران ایرانی در دربارمامون و المعتصم بالله خلفای عباسی بود. او در جنگ میان بابک خرم‌دین و خلیفه عرب، از جانب خلیفه مامور دستگیری بابک شد و او را به نیرنگ و پس از جنگ های بسیار دستگیر کرد و به خلیفه تحویل داد تا مورد توجه خلیفه قرار گیرد و به ارزوهای دیرین خود که رسیدن به ثروت و فرمانروایی خراسان بود برسد ولی طاهریان بر خراسان فرمانروایی داشتند از این رو افشین با طاهریان دشمنی میورزید و به همین سبب مازیار را به خیزش بر خلیفه و دشمنی با طاهریان فراخواند و به او وعده کمک داد تا بتواند به وسیله او طاهریان را که در برابر ارزوهای خود میدید از میان بردارد اما مازیار به دست طاهریان افتاد و شکست خورد.افشین که جایگاه خود را در نزد خلیفه سست میدید و همه ارزوهایش را بر باد رفته دید چاره را در فرار دید و برای بدست اوردن فرصت فرار تصمیم به برگزاری یک مهمانی را گرفت تا در ان خلیفه و همراهانش را بکشد ولی یکی از یارانش به نام بیژن این نقشه را به خلیفه میگوید و افشین و کسان او اسیر میشوند و او را محاکمه میکنند و میکشند . [۱۴]

خرید اینترنتی

خرید اینترنتی

فروش اینترنتی

فروش اینترنتی

فروش اینترنتی

فروش اینترنتی

خرید اینترنتی

خرید اینترنتی

"هیچکس" خواننده رپ ایرانی کیست؟


"هیچکس" خواننده رپ ایرانی کیست؟ لشکری با وجود داشتن خانواده ای مذهبی برخلاف عقیده و میل خانواده خود با عنوان پدر رپ فارسی به کار خود ادامه می دهد و تا جایی پیش رفته که با چندین رسانه خارجی از جمله بی بی سی فارسی و صدای آمریکا به مصاحبه پرداخته است
این روزها آهنگ های زیرزمینی یا همان رپ در میان جوانان دست به دست می شود و به سرعت در میان این خیل عظیم منتشر می شود. این ازدیاد به دلیل توفیق خوانندگان این نوع موسیقی است که در میان جوانان داخلی پیدا کرده اند تا تازگی این نوع سبک آن هم به زبان فارسی برجذابیت آن موثر باشد.
اما در این بین یکی از همین خوانندگان که بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفته، شخصی است به نام «هیچکس» که تقریبا شناخته شده ترین به اصطلاح خواننده رپ فارسی است.هیچکس یا گروه 021 دیگر نامی است که از این خواننده رپ در میان طرفدارانش شناخته شده تر است.
به گزارش صف نیوز «هیچکس» یا همان سروش لشکری دانشجوی رها کرده رشته زبان انگلیسی واحد گرمسار است که به عنوان تنها فرزند ذکور یک خانواده 5 نفره ساکن منطقه ونک تهران، بیشتر از بقیه خوانندگان موسیقی رپ در میان جوانان مورد اقبال قرارگرفته است.
لشکری که متولد 1364 است تا 2 سالگی در آلمان زندگی می کرد. پدر سروش که اصلیتا همدانی است مالک کارخانه ای در اصفهان است تا وضع مالی خوب پدر دلیلی باشد بر اینکه وی با تاسیس استادیو ضبط موسیقی نسبتا مجهزی در تهران و اجاره آن به دیگر هم کیشانش مشغول ضبط انواع موسیقی رپ فارسی باشد.
براساس همین گزارش به تازگی سروش لشکری یا همان «هیچکس» به اتهام ترویج و انتشار موسیقی بدون مجوز از سوی دادگاه فراخوانده شد تا با افتتاح پرونده ای با تامین قرار وثیقه ای به مبلغ 5 میلیون تومان و به قید تعهد نسبت به عدم خواندن موسیقی رپ بدون مجوز تا زمان تشکیل دادگاه آزاد باشد.
لشکری با وجود داشتن خانواده ای مذهبی برخلاف عقیده و میل خانواده خود با عنوان پدر رپ فارسی به کار خود ادامه می دهد و تا جایی پیش رفته که با چندین رسانه خارجی از جمله بی بی سی فارسی و صدای آمریکا به مصاحبه پرداخته است.
سروش لشکری از نظر نسبت فامیلی رابطه ای نیز با آزاده خلبان، سرلشکر لشکری با سابقه ترین آزاده در بند اسارت نیروهای بعثی عراقی دارد تا از این نظر نیز منحصر به فرد باشد.
لشکری با داشتن سودای میلیارد شدن به تازگی برنامه های خود را برای خروج از کشور و ادامه فعالیت خوانندگی خود در آنسوی آبها دنبال می کند اما نداشتن کارت پایان خدمت تا این لحظه مانع تحقق آرزوهایش شده است.
بر اساس همین گزارش پدر سروش که به مرز 60 سالگی رسیده است شاید تنها دلیلی باشد که به معاف شدن وی از اعزام به خدمت سربازی و دریافت کارت پایان خدمت باشد.

بیوگرافی شهرام شبپره | خواننده

بیوگرافی شهرام شبپره | خواننده


شهرام شبپره
شهرام شبپره خواننده، آهنگ ساز و بازیگر ایرانی در ۱۶ اسفند ۱۳۲۶ در تهران بدنیا آمد. شهرام شبپره از پیشگامان موسیقی پاپ و راک اند رول در ایران است. او کار حرفه ای خود را به عنوان خواننده از تابستان ۱۳۴۳ در متل قو در شمال ایران با بازسازی و اجرای کاری از گروه بیتل ها آغاز کرد. شهرام قبل از انقلاب از ایران مهاجرت کرده و در لس آنجلس زندگی می کند و تاکنون بیش از ۲۰ آلبوم از آثار خود منتشر کرده است.
شهرام
شهرام شبپره در اوایل دهه ۶۰ میلادی و هنگامی که تنها ۱۳ سال داشت، فعالیت موسیقی خود را به عنوان نوازنده ساز درام آغاز کرد. در اوایل دهه ۶۰ میلادی و در سن ۱۷ سالگی گروه "شورشیان" را به همراه ابراهیم حامدی "ابی" و سیاوش قمیشی تشکیل داد. او تاکنون با خوانندگان مشهوری همچون گوگوش، ابی، لیلا فروهر و شهره همکاری داشته و علاوه بر ارائه آلبوم های بسیار، خوانندگانی همچون اندی و سیاوش شمس را نیز شناسایی و به جامعه هنری ایران معرفی کرده است.
آلبومها

آلبوم طپش

  • طپش (۲۰۰۸)
  • آتش (۲۰۰۶)
  • دنیا (۲۰۰۱)
  • شهر عشق (۱۹۹۹)
  • قصه (۱۹۹۵)
  • تابستان ۹۴ (۱۹۹۴)
  • تابستان ۹۲ (۱۹۹۲)
  • شاگرد اول (۱۹۹۰)
  • خجالتی (۱۹۸۹)
  • شاپرک (۱۹۸۷)
  • مدرسه (۱۹۸۶)
  • طلسم (۱۹۸۶)
  • هیچ کجا ایران نمیشه (۱۹۸۶)
  • دیدار (۱۹۸۰)
  • گرگ و بره (۱۹۸۰)
  • ریتم شب (۱۹۸۰)
  • باغ الفبا (۱۹۸۰)
  • دیار (۱۹۸۰)
  • راک اند رول (؟)
سینما و تلویزیون

شهرام شبپره در فیلمهای زیر به عنوان هنرپیشه شرکت داشته است:

  • بوی گندم
  • علفهای هرز
  • ماهیها در خاک میمیرند
  • شب غریبان
  • عروس دجله

Shahram Shabpareh

Shahram Shabpareh (born March 11, 1948 in Tehran) is an Iranian singer, composer and actor. He performed his first professional song in Motel Ghoo, northern Iran in summer 1964 with re-singing one of The Beatles band. He is known as one of leaders in Iranian pop music and rock and roll with more than 20 albums. He immigrated from Iran before Iranian revolution and is living in Los Angeles.Shahram Shabpareh started his career as a drum player in early 60s when he was only 13. In mid 60s at age of 17 he formed a band of his own named "Rebels".

Rebels in 1967. From right, Siavash Ghomeishi (keyboard), Shahram Shabpareh (drums),Kambiz Moeini (Guitar)

Shahram had the chance to feature young Ebi (Ebrahim Hamedi) and Siavash Ghomeishi (Two Famous Iranian Rock and pop stars) by now as the members of Rebels back in 60s. Later on eventually he had become a well known solo singer by early 70s.

After the Islamic revolution in 1978, Shahram who had migrated to California a few years earlier, did not have the opportunity to return to his homeland since music was forbidden by the new Islamic regime. Since then, he has been living in the United States in some sort of exile. Still after 40 years of his career, he is one the most popular artists in the Iranian society.

Besides the unique style of his music Shahram has contributed a lot to the Iranian pop music by promoting many young talented artists which are very popular by now such as Siavash Shams and Andy Madadian.

Shahram played a key role in the Persian pop music since he shifted the Persian dance music to a new era. One of his famous songs is "Parya". Sharam was worked by many artist such as Ebi, Leila Forouhar and Googoosh.

Shahram and His Daughter

Shahram had the chance to cast in couple of Movies which was showing the young Iranian generation back in Iran during 70s before the Islamic revolution. After the revolution, he started his own TV show in different Persian media companies broadcasting from LA. His show named as "Diyar", meaning homeland in Persian, is still going on. He also is known as the best drum player among Iranians.

Discography


Fire Album


  • Tapesh (2008)
  • Fire (2006)
  • Donya (2001)
  • Shahr Eshgh (1999)
  • Story (1995)
  • Summer 94 (1994)
  • Summer 92 (1992)
  • Shagerd-e-Aval (1990)
  • Khejalati (1989)
  • Shaparak (1987)
  • Madresseh (1986)
  • Telesm (1986)
  • Hich Kodja Iran Nemisheh (1986)
  • Deyar (1980)
  • Gorg o Bareh (1980)
  • Rhythm of the Night (1980)
  • Baghe Alefbaa (1980)
  • Didar (1980)
  • Rock & Roll (19??)
Filmography



  • Boye gandom
  • Alafhaye harz
  • Mahi ha dar khak mimirand
  • Shab ghariban
  • Aroose Dejle

به نظر شما بهترین خواننده در سال 1391 چه کسی بود ؟

به نظر شما بهترین خواننده در سال 1391 چه کسی بود ؟

احسان خواجه امیری
8 (16%)
بابک جهانبخش
3 (6%)
بهنام صفوی
1 (2%)
فرزاد فرزین
2 (4%)
رضا صادقی
3 (6%)
سیروان خسروی
4 (8%)
مازیار فلاحی
2 (4%)
محسن یگانه
8 (16%)
شهرام شکوهی
4 (8%)
مهدی مقدم
0 (0%)
محمد علیزاده
2 (4%)
رضا یزدانی
1 (2%)
محسن چاوشی
8 (16%)
مجید خراطها
0 (0%)
مانی رهنما
1 (2%)
حمید عسگری
0 (0%)
علی اصحابی
0 (0%)
فریدون آسرایی
0 (0%)
محمد زارع
0 (0%)
گروه سون
3 (6%)

مجموع آرای اعضا: 28

عکس های کامران وهومن

ساپورت طرح چرم قرمز

ساپورت طرح چرم قرمز

ساپورت طرح چرم قرمز

ساپورت طرح چرم قرمز

بیوگرافی سعید کرمانی +تصاویر سعید کرمانی

بیوگرافی سعید کرمانی +تصاویر سعید کرمانی


خرید اینترنتی

بیوگرافی سعید کرمانی
تحصیلات:كاردانی پیوسته ی رشته ی موسیقی
محل تولد: تهران
تاریخ تولد: 1364
 سعید كرمانی حدود11سال است كه در موسیقی فعالیت داره و كار موسیقی رو با نواختن ویلون آغاز كرد. از سال 80 شروع به خواندن و اولین ترك های او با بهزاد فاشیست بود و معروف ترین ترك او كه باعث مطرح شدن او شد ، آهنگ دیگه نمی خوامت بود كه در سال 82 خوانده شد.

مدتی بعد سعید كرمانی با علی شمس به کار خوانندگی ادمه داد كه موزیك ویدیوی دیگه نمی خوامت رو با علی شمس کار کرد.
سعید کرمانی بعد از مدتی تصمیم گرفت 6&8 كار كند.اولین ترك های 6&8 خود رو با مهدی صفرتایم خواند اهنگ اشوم فشن بهترین این آهنگ ها بود.

عکس هایی از سعید کرمانی

خرید اینترنتی

خرید اینترنتی

خرید اینترنتی

خرید اینترنتی

زندگی نامه ی کامل ساسی مانکن

زندگی نامه ی کامل ساسی مانکن

                                                 

     

ساسان حیدری  ملقب به ساسی مانکن دانشجوی رشته ی کامپیوتر دانشگاه آزاد نواب قزوین هست.متولد 12 آبان سال 1365 هستش که الان میشه 23 ساله. ساسی در اهواز متولد شده. محل سکونت ساسی مانکن در کرج (زمینهای خانم انصاری میدان والفجر) هستش و گفته میشه که کلیپ پارمیدا رو تو فروشگاه هارمونی در میدان والفجر کرج ابتدای بلوار سرداران گرفته.

بعضیا میگن یه داداش داره بعضیا هم میگن یه خواهر داره خلاصه اینکه دو تا بچه هستند. طرفدار پر و پا قرص استقلال و رنگ آبی هست.با حسین مخته هم کلاس بوده و ده ساله که با هم رفیق بودن ولی بینشون بهم میخوره و از هم جدا میشن که بعدا داستانشو مفصلا براتون میگم.دوست دخترهای ساسی پارمیدا،آیسان،هانی و... هستن.

ساسی از 17 سالگی شروع به خوندن رپ کرد و کار رپ حرفه ای رو از 5 سال پیش در پی گرفت. در اظهارات خود گفته که عاشق خوندنه .اکثر موزیک هایی که از ساسان پخش شده بیشتر موزیک سازی و تکست نویسی خوده ایشون بوده که خوشبختانه از طرفدارهای بسیار زیادی برخوردار شده.هدف ساسی مانکن از خوندن رپ های 6.8 شاد کردن مردمه حتی برای چند دقیقه.

خلاصه بیوگرافی ساسی مانکن

اسم:ساسان

فامیلی:حیدری (یافته)

لقب:ساسی مانکن

تاریخ تولد: 12 آبان 1365

محل تولد:اهواز

محل سکونت فعلی: میدان والفجر کرج

رشته و دانشگاه: کامپیوتر دانشگاه آزاد نواب قزوین 

رنگ مورد علاقه: آبی

تیم مورد علاقه:استقلال

اولین آهنگ:4 سال پیش – ساسی فیت دالتون

آهنگهای مورد علاقه: عروسی،پارمیدا،بندری

شروع رپ خوندن: 17 سالگی

هدف رپ خوندن: شاد کردن مردم

فعالیت فعلی:نمی تونم بگم ببخشید.

«یاس»


«یاس» یاغی است و روحیه‌ای سرشار از اعتراض دارد، اما در پسِ این شخصیت معترض، یک پسر دوست‌داشتنی منتظرتان است. می‌گوید بچه ناصرخسرو است، اما بارها خانه‌به‌دوشی را تجربه کرده و در محله‌هایی مثل اکباتان و شمشیری زندگی کرده است.


مجله نسل امروز:  یاغی است و روحیه‌ای سرشار از اعتراض دارد، اما در پسِ این شخصیت معترض، یک پسر دوست‌داشتنی منتظرتان است. می‌گوید بچه ناصرخسرو است، اما بارها خانه‌به‌دوشی را تجربه کرده و در محله‌هایی مثل اکباتان و شمشیری زندگی کرده است. حرف از «یاسر بختیاری» است. پسر جوانی که حالا 30ساله است و از سال 80 موسیقی را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کرده و تا امروز کارش را با اسم هنری «یاس» ادامه داده است. ستاره ریزنقش موسیقی رپ که دراغلب آثارش به بیان معضلات اجتماعی می‌پردازد می‌گوید امروز بیش از هر چیزی به‌دنبال امنیت و آرامش است و ترجیح می‌دهد مسائل و مشکلات را از راه فرهنگی حل و فصل کند. گفت‌وگو با یاس در شرایطی انجام شد که پسر دوست‌داشتنی قصه ما به‌خاطر رساندن مادرش به ترمینال، کمی دیر به ما رسید، اما وقتی رسید بدون تعارف و ترس به تمام سئوالات ما پاسخ داد و ترسی از به چالش کشیده شدن نداشت. شاید کمتر کسی حاضر باشد نسبت به گذشته تلخی که داشته حرف بزند. اما یاس باوجود غروری که دارد، به روزهای سختی که در کودکی داشته اذعان می‌کند و می‌گوید در کودکی عقده‌های زیادی داشته که نوشتن را برای خالی کردن این عقده‌ها، بهترین راه دیده و انتخاب کرده است.

اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
دوست داشتم مجاز شوم اما...

  تو یک مدتی دنبال این بودی که مجوز بگیری و به‌صورت مجاز کار کنی، اما از یک جایی به بعد به‌نظر می‌رسد این موضوع را رها کردی. می‌توانیم بگوییم که یاس دیگر دنبال مجوز نیست؟

ماجرای مجوز در این چند وقت در مورد من خیلی بزرگ شده و بیش از اندازه به آن پرداخته می‌شود. داستان مجوز گرفتن من برمی‌گردد به چیزی حدود 9سال پیش که دوست داشتم مجاز شوم و اقداماتی برای گرفتن مجوز هم انجام دادم. حتی مقطعی آقای فرشید رحیمیان به من گفت آهنگ‌هایت را به ثبت رساندم، اما وقتی دوباره پیگیر شدم متاسفانه فقط جواب منفی شنیدم و همه دست رد به سینه من زدند.

  منطق و دلیلشان برای اینکه به تو مجوز نمی‌دادند چه بود؟

مانع اصلی سبک رپ بود! کلمه‌ای به اسم رپ در ایران جایگاه خاصی ندارد و نمی‌تواند به‌عنوان سبک موسیقی مطرح باشد. همان روزها بود که در دانشگاه شیراز همایش ملی آسیب‌شناسی برگزار شد و من را هم به‌عنوان خواننده‌ای دعوت کردند که از آسیب‌های اجتماعی حرف می‌زنم، اما در نهایت تلاش کردند من را در آن همایش بکوبند که البته به هدف خود نرسیدند. صادقانه می‌گویم من خیلی دنبال مجوز بودم و برایش دوندگی‌های زیادی انجام دادم اما آن موقع کسی از من حمایت نکرد و امروز دیگر به‌دنبال مجوز نیستم. نمی‌دانم چرا، اما انگار همیشه باید انسان خودش را از راه‌های مختلف نشان دهد تا بعد بگویند تو لیاقت مجاز شدن را داری! من باوجود اینکه یک خواننده زیرزمینی محسوب می‌شوم، اما چارچوب‌های خودم را در کارم لحاظ می‌کنم.

چرا دیگر به مجوز فکر نمی‌کنی؟

چون سانسور  حرف ‌هایم برایم قابل قبول نیست.  برای یک رپر، سانسور شدن حرف‌هایش بدتر از همه چیز است. همانطور که گفتم من درموسیقی زیرزمینی خودم چارچوب‌ها را رعایت می‌کنم. چرا باید شعرم را به دست کسی بدهم که تایید یا تکذیب کند! این افکار من است و دوست دارم مردم افکار من را بشنوند.
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
به دنبال آرامشم

امروز من در تراک‌هایم به‌دنبال امنیت و آرامش هستم. گرچه هنوز هم اگر لازم باشد یاغی خواهم شد اما تمام تلاشم را به‌کار می‌بندم که مسائل را به شکل فرهنگی حل کنم.
 
جرقه این تغییر از کجا زده شد؟

من آن روزها خیلی رپ گوش می‌کردم، مخصوصا کارهای توپاک را خیلی دوست داشتم. او کسی بود که به‌خاطر پرداختن به مسائل تبعیض‌نژادی وارد سبک رپ شده بود و شخصیت یاغی داشت و در نهایت هم در سن 25 سالگی به قتل رسید.

 این یاغی‌گری در تو هم وجود داشت؟

صددرصد. روحیه‌ای که در آن سن و سال داشتم اصلا با روحیه‌ای که الان دارم قابل قیاس نبود. الان یک پسر آرام هستم که فقط به کار خودم می‌رسم اما آن روزها نمی‌توانستی چنین شخصیتی را در من ببینی...

 پس تصمیم گرفتی آن روحیه یاغی را به موسیقی‌ات منتقل کنی...

بله، اما الان دیگر 30 ساله هستم و مثل همه آدم‌ها به‌دنبال امنیت و آرامشم. امروز من در تراک‌هایم به‌دنبال امنیت و آرامش هستم. گرچه هنوز هم اگر لازم باشد یاغی خواهم شد اما تمام تلاشم را به‌کار می‌بندم که مسائل را به شکل فرهنگی حل کنم.

«کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» فیلمی است که در مورد موسیقی زیرزمینی ایران ساخته شده، با اصل این فیلم موافق هستی؟

صدرصد موافقم که باید در مورد این موضوع حرف زده می‌شد، اما من ترجیح می‌دهم سیر صعودی یک هنرمند در فیلم به تصویر کشیده شود؛ به‌طور مثال قصه یک خواننده زیرزمینی که از زیرزمین کارش را آغاز می‌کند و در ادامه موفق هم می‌شود. اگر اینطور بود نور امید در دل کسی که می‌خواهد کار کند روشن می‌شد، اما با ساختاری که شاهد بودیم هرگز نمی‌توان به امیدبخش بودن آن فکر کرد و امیدوار بود.

شاید یکی از دلایلی که به تو هم مجوز نمی‌دهند این است که آهنگ‌هایت به نوعی باعث نشان دادن بدی‌های جامعه می‌شود....

من برای همه این مسائل فکر کرده ام و راه حل دارم. شما آمریکا را ببین، فقر در این کشور هم وجود دارد اما وقتی می‌خواهد خود را به دنیا معرفی کند لاس‌وگاس، کاخ سفید، منهتن و... را نشان می‌دهد. به‌شخصه معتقدم اگر قرار است فلان محله فقیرنشین تهران نشان داده شود باید محله‌های زیبا و متمول‌نشین هم به تصویر کشیده شود. در نهایت من در آهنگ‌هایم معضلات را بیان می‌کنم اما وقتی یک نفر پیدا می‌شود که فیلم توهین‌آمیز 300 را تولید می‌کند، فریاد می‌زنم که تو کی هستی که در مورد ایران صحبت می‌کنی؟
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
فقر شدید داشتم

 چرا نکات مثبت جامعه را در آهنگ‌هایت مطرح نمی‌کنی؟

ذات رپ اعتراض است. خاطرات منفی من خیلی بیشتر از خاطرات مثبت زندگی است و از طرفی احساس می‌کنم جامعه به کسی مثل من هم نیاز دارد که نکات منفی اجتماع را رصد کند و در انتها وجه مثبت موضوع را هم نشان دهد. من اگر از نکات منفی صحبت می‌کنم در نهایت می‌گویم می‌شود به آینده هم امید داشت. در واقع من معضلات را می‌گویم و در نهایت وجه مثبت و شاید امیدواری را به او نشان می‌دهم و از او می‌خواهم کمی بیشتر روی آن موضوع فکر و تامل کند.

 جامعه چقدر به تو لطمه زده که اینقدر منفی‌نگر شده‌ای؟

اینها برمی‌گردد به گذشته من. فقر شدید در زندگی، بدهکاری، بیکاری و در یک کلام باتلاقی که من و خانواده‌ام هر روز بیشتر در آن احساس غرق شدن می‌کردیم، باعث شد چنین روحیه‌ای پیدا کنم و از این معضلات صحبت کنم.

 مهمترین دلیلی که باعث شد به سمت رپ بیایی چه بود؟

من از همان دوران کودکی دست به‌قلم بودم و خوب می‌نوشتم. داستان‌هایم  طوری بود که دیگر برای نوشتن نیاز به تخیل نداشتم و حقایق زندگی‌ام را در قالب داستان می‌نوشتم. آن سال‌ها تنها راهی که برای خالی کردن عقده‌هایم پیش رو داشتم، نوشتن بود. البته یک دوره‌ای کارهای دیگری را هم برای خالی کردن خودم تجربه کردم که البته مسیرهای درستی نبود. مثلا یک مدتی خیلی دعوا می‌کردم یا وقتی پولدارها را می‌دیدم با نگاه خیلی منفی با آنها برخورد می‌کردم، اما بعد از مدتی حس کردم این راهی نیست که بخواهم با آن به یک آینده روشن برسم. آن زمان واقعا کسی هم نبود که بگوید یاسر این راهی که داری طی می‌کنی به ‌جای خوبی ختم نمی‌شود، نمی‌دانم چه شد که با خودم به این نتیجه رسیدم که باید مسیرم را تغییر دهم.


شاید پای چوبه دار بودم

شاید الان من را در جوی آب پیدا می‌کردید شاید هم پای چوبه دار! در واقع در محیطی بزرگ شدم که پتانسیل این کارها را داشتم.

 با اینکه در کودکی با فقر دست و پنجه نرم می‌کردی چرا به‌دنبال پول درآوردن نرفتی؟

برای من مهم این بود که حرف بزنم. «من ادامه می‌دم تا وقتی که حرف هست/ آتشفشان رو نمیشه با برف بست»؛ من از نظر درونی خیلی بهم ریخته بودم و اگر حرف نمی‌زدم معلوم نبود چه سرنوشتی برایم رقم می‌خورد. شاید الان من را در جوی آب پیدا می‌کردید شاید هم پای چوبه دار! در واقع در محیطی بزرگ شدم که پتانسیل این کارها را داشتم، اما خودم تلاش کردم که مسیر زندگی‌ام را تغییر دهم.
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
می خواستم خودم را خالی کنم

 برای خواندن رپ چه فشارهایی را متحمل شدی؟

اولین ترکش این بود که هیچکس ما را حساب نمی‌کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که یک روز وقتی برای ضبط پشت میکروفون یکی از استودیوهای تهران قرار گرفتم، صدابردار دکمه STOP  را فشار داد و به من گفت، اینجا جای هنر است نه روزنامه خواندن!

 این برخورد باعث نشد ناامید و سرخورده شوی؟

نه، اصلا.

 باتوجه به اینکه این سبک در ایران سابقه و البته آینده‌ای هم نداشت، چرا ناامید نشدی؟

من می‌خواستم به این وسلیه خودم را خالی کنم و حرف‌های دلم را بزنم. برای من مهم نبود که دیگران چه چیزی می‌گویند. من آن روزها کار هم می‌کردم، از صبح ساعت 8 به شرکت بازرگانی عمویم می‌رفتم و تا ساعت 6 بعدازظهر آنجا مشغول بودم، از ساعت 6 هم با پیکانی که داشتیم تا ساعت 11 شب مسافرکشی می‌کردم و بعد از اینکه ماشین را جلوی خانه پارک می‌کردم، به خانه یکی از دوستانم(ملکی) که هنوز هم که هنوز است خودم را به او مدیون می‌دانم، می‌رفتم و با هم موسیقی کار می‌کردیم. من شش سال به این شکل زندگی کردم، شش سال خواب برایم معنا نداشت و فقط به هدفم می‌اندیشیدم.


ریا کار نیستم

مردم همه با سیلی صورتشان را سرخ نگه می‌دارند، اما من رک و پوست کنده از دردهایم صحبت کردم تا شاید تجربیات من به نجات یک انسان دیگر کمک کند. من همه مردم کشورم را دوست دارم حتی آنهایی که حرف‌های مرا ریا می‌بینند. بعضی مسائل هست که در شرایط عادی ریا محسوب می‌شود، اما در این شرایط فکر می‌کنم ریا معنایی ندارد.
نفسم از جای گرم بلند نمی شود

به‌نظر من در سبک رپ اول باید خودت را به مردم معرفی کنی؛ من در تراک‌هایم به مخاطبم گفتم که نفسم از جای گرم بلند نمی‌شود و کسی هستم که در زندگی سختی‌های زیادی را متحمل شده‌ام. یاس از روی شکم‌سیری حرف نمی‌زند. یاس خواننده هدفمندی است و اگر حمل به خودستایی نباشد هیچکسی را مثل خودم هدفمند ندیده‌ام.
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
حالم بد می شود وقتی...

 عده ای گفتند درست است که یاس از مبارزه با اعتیاد صحبت می‌کند اما شاید خودش بدش نمی‌آید که از موادمخدر استفاده کند و این درحالی است که من تا به امروز در زندگی‌ام هیچکدام از موادمخدر را حتی لمس هم نکرده‌ام.

با این تفاسیر هیچ‌وقت به سمت خلاف کشیده نشدی، مثلا اعتیاد؟

نه، هیچ‌وقت.

اما یکبار یکی از برنامه‌های تلویزیونی تو را متهم به اعتیادکرد.

سکوت بزرگترین واکنش به اینگونه کارهاست. واقعا به اینطور افراد چه جوابی باید داد؟ درآن برنامه به من نسبت اعتیاد دادند و گفتند درست است که یاس از مبارزه با اعتیاد صحبت می‌کند اما شاید خودش بدش نمی‌آید که از موادمخدر استفاده کند و این درحالی است که من تا به امروز در زندگی‌ام هیچکدام از موادمخدر را حتی لمس هم نکرده‌ام.

یکی از وبلاگ‌ها مطلبی منتشر کرده بود در این‌باره که یاس شیطان‌پرست است؛ در این مورد چه نظری داری؟

اصلا نمی‌توانم بفهمم چطور می‌توانند راجع به منِ یاسر چنین صحبت‌هایی را عنوان کنند. آمده‌اند و اشعار من را به شیطان‌پرست‌ها وصل کرده‌اند که واقعا جای تعجب دارد. این وصله‌ها به من نمی‌چسبد.

دوست خاصی داشتی که نگذاشت به سمت خلاف بروی؟

نه، شاید باورت نشود اما در آن دوره بیش از هفتاد درصد از دوستان من خلاف بودند.

خبری از دوستان آن روزهایت داری؟

اکثرشان فوت کردند.

 الان که یاد آن روزها می‌افتی، چه حالی پیدا می‌کنی؟

حالم بد می‌شود وقتی به دوستان آن روزهایم فکر می‌کنم. بعضی از آن بچه‌ها واقعا بچه‌های خوبی بودند، اما سرنوشت آنها طوری بود که خیلی زود از دنیا رفتند.


هرکسی پتانسیلی دارد...

در مقابل این همه مشکل چطور توانستی تاب بیاوری و بحران‌های مختلف را مدیریت کنی؟

به‌هرحال هر کسی یک پتانسیلی دارد. شاید اگر کس دیگری جای من بود، دوام نمی‌آورد و خسته می‌شد. البته من خیلی‌ها را می‌شناسم که با وضعیتی به مراتب بدتر از من روبه‌رو بوده‌اند و درد کشیده‌اند. شما اگر امروز زندگی کودکان کار را رصد کنی، می‌بینی که هرکدام از آنها داستان پیچیده‌ای دارند که در فیلم و کتاب و سریال هم نمی‌گنجد. من این را می‌دانم که خیلی‌ها شرایط خانوادگی بدتری نسبت به من داشتند اما از آنجایی که خودم را همجنس وهم‌درد آنها می‌دانم سعی می‌کنم با کارهایم التیامی باشم بر دردهای آنها. بعضی‌ها می‌گویند تو با آهنگ‌هایت داغ دل ما را تازه می‌کنی اما به‌نظر من این حرف اشتباه است. کسی که این حرف را می‌زند از واقعیت فرار می‌کند و دردهایش را باور نمی‌کند. انسان وقتی مشکل را باور می‌کند، می‌تواند برایش راه‌حل پیدا کند.

 از داستان زندگی دیگران هم در سوژه‌هایی که به آنها می‌پردازی، استفاده می‌کنی؟

بله، مثلا یک ایمیل به دست من رسید که در آن یک‌سری عکس بود، دیدن این عکس‌ها باعث خلق آهنگ «از چی بگم» شد. یا مثلا یکی از دوستان نزدیکم که مرتب ورزش می‌کرد و شرایط جسمانی فوق‌العاده‌ای داشت، گرفتار اعتیاد شد و با بحران عجیبی روبه‌رو شد اما با اراده‌ای که داشت ترک کرد که دیدن سرنوشت او باعث شد آهنگ «تمومش کن» خلق شود.

 خانواده‌ات با فعالیتت در سبک رپ مخالفتی نداشتند؟

آن اوایل خانواده‌ام کارم را زیاد جدی نمی‌گرفتند، اما الان وقتی قطعه جدید را آماده می‌کنم، با ذوق و شوق در مورد کارم از آنها نظر می‌خواهم، به‌هرحال مسلما عزیزانت اولین کسانی هستند که نظرشان برایت مهم است.

 مدرک تحصیلی‌ات چیست؟

دیپلم دارم، البته دانشگاه هم قبول شدم اما نرفتم.

 نمی‌خواهی ادامه تحصیل بدهی؟

دوست دارم اما دیگر از لحاظ ذهنی کشش این موضوع را ندارم.

 «سی دی رو بشکن» آهنگی بود که شاید می‌توان از آن به‌عنوان سکوی پرتاب تو نام برد، چه دلیلی باعث شد که آن آهنگ را بخوانی؟

یک روز وقتی در شرکت عمویم مشغول مطالعه روزنامه بودم، در صفحه حوادث خواندم که یک دختر جوان برای انتشار فیلم خصوصی‌اش اقدام به خودکشی کرده است. با خودم در این مورد فکر کردم، خب یک نفر این همه زحمت کشیده و تازه به جایگاه خوبی در زمینه کاری‌اش دست پیدا کرده اما با یک اتفاق تمام تلاش‌هایش برباد رفته است. حس خودم این بود که آن دختر نیاز داشت در آن لحظه صدای من را بشنود.
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
 این آهنگ اثری هم داشت؟

خیلی اثرات خوبی داشت. در واقع کاری که من با این آهنگ انجام دادم، نیروی‌انتظامی نتوانست انجام دهد. پلیس دنبال این بود که این سی دی از اجتماع جمع شود و من با خواندن آن آهنگ تلاش کردم در این مسیر گام بردارم که فکر می‌کنم موفق عمل کردم.

 بابت این کار ازتو تقدیر نشد؟

نه...

 تابه‌حال هیچ‌وقت برای حل معضلات اجتماعی از تو کمک خواسته نشده؟

نه...

 فقط برای قشر ضعیف جامعه می‌خوانی؟

نه، طلاق یا اعتیاد چیزی نیست که فقط مختص قشر ضعیف باشد.

 آهنگ‌هایی که می‌خوانی چه تاثیری روی مخاطبینت داشته؟

آهنگ‌ها هرکدام به نوعی تاثیر خودشان را روی مردم می‌گذارند. مثلا آهنگ «به‌خاطر من» که در مورد طلاق بود تاثیر زیادی داشت، یا آهنگ «باید بتونیم» کاری کرد که قابل تصور هم نیست.

 کدامیک از وجوه زندگی‌ات را هنوز در آهنگ‌هایت بیان نکرده‌ای؟

هنوز تلخ‌ترین بخش زندگی‌ام را در آهنگ‌هایم بیان نکرده‌ام و ترجیح می‌دهم الان هم در موردش صحبت نکنم. بعد از اتفاقات بدی که در زندگی من افتاد، داستان‌های زیادی در زندگی‌ام اتفاق افتاد. من پسر بزرگ خانواده بودم و باید مستقیم با مشکلات سرشاخ می‌شدم، بگذار این حرف‌ها را در آهنگ‌هایم بازگو کنم.


از خودم شروع کردم

اولین کاری که کردم این بود که در نوشتارم از داستان‌های خودم شروع کردم. مثلا آهنگ «چه روزهای سختی رفت»، «به امید ایران»، «درددل» یا تراک «مرهم» آهنگ‌هایی هستند که از اول تا آخر داستان زندگی خودم را در آنها بیان کرده‌ام.
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
رپ را وارد خانه ها کـردم

 در آهنگ‌هایت مردم را نصیحت می‌کنی؟

نه، اصلا... من 30 ساله هستم و  درحد و اندازه‌ای نیستم که بخواهم کسی را نصیحت کنم.

میانگین سنی مخاطبینت چند سال است؟

من برای همه گروه‌های سنی مختلف می‌خوانم و اینطور نیست که بگویم فلان رده سنی مخاطبم است و فلان رده سنی نمی‌تواند آهنگ‌هایم را گوش کند. من کسی بودم که رپ را وارد خانواده‌ها کردم و فکر می‌کنم این کار، کار بزرگی بود. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود، در یکی از رستوران‌های نیویورک مشغول غذا خوردن بودم، پیرمردی که در خیابان مشغول راه رفتن بود تا من را دید به شیشه رستوران زد و گفت عاشقتم. وقتی یک آدم سن و سال‌دار اینطور با من برخورد می‌کند، حس می‌کنم توانسته‌ام کارم را به‌خوبی انجام دهم.

اینگونه مسائل باعث ایجاد غرور در تو می‌شود؟

بله، البته غرور ملی، نه غرور شخصی...


دوست دارم زودتر سنم بالا برود

 چرا تا به‌حال در مورد اعتیاد در سینما صحبت نکرده‌ای؟

اعتیاد، اعتیاد است و فرقی ندارد در بین اهالی سینما باشد یا مردم عادی جامعه! البته موافقم که اعتیاد در سینما نه تنها سینمای ایران، بلکه دنیا بیداد می‌کند. خیلی‌ها هستند که با استفاده از موادمخدر جلوی دوربین قرار می‌گیرند و با استفاده از مصرف موادمخدر توانایی‌هایشان را بروز می‌دهند. من بیشتر دوست دارم به اعتیاد در سطح جامعه بپردازم.
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
 من معتقدم یاس یک نویسنده قهار اجتماعی است که اجتماعش را خیلی خوب می‌شناسد، این جامعه‌شناسی از کجا ناشی می‌شود؟

تجربه! در یکی از آهنگ‌هایم می‌گویم: «من که قبل از دنیا اومدن به لطف خالق/ بدون تجربه شدم توو نطفه بالغ» من از همان کودکی با مسائل جدی زندگی روبه‌رو شدم و از همان موقع تجربیات زیادی در زندگی نصیبم شد.

 در واقع تو کودکی و نوجوانی نداشته‌ای...

بله، می‌شود اینطوری هم گفت.

 این موضوع برایت حسرت نیست؟

بیشتر از اینکه حسرت باشد، برایم تبدیل به عقده شده...

 هنوز هم این عقده در تو وجود دارد؟

من زمانی فکر می‌کردم هر چقدر که سن افزایش پیدا می‌کند خاطرات بد به دست فراموشی سپرده خواهد شد، اما شاید برایت جالب باشد بدانی هر چقدر که جلوتر می‌روم، گذشته بیشتر برایم زنده می‌شود.

 پس تو با گذشته‌ات زندگی می‌کنی؟

باور کن نمی‌خواهم اینطور باشد. همه دوست دارند سنشان را پایین‌تر از سن واقعی خود نشان دهند اما من دوست دارم زودتر سنم بالا برود، می‌خواهم ببینم چه اتفاقاتی قرار است برایم بیفتد، حاضر نیستم حتی یک ساعت هم به عقب برگردم.

 این درگیر بودن با گذشته باعث نمی‌شود یک روزی مثلا اقدام به خودکشی کنی؟

هیچ‌وقت به پایان زندگی فکر نمی‌کنم. خدا را شاکرم که فعلا در حال طی کردن سیر صعودی در زندگی هستم و فقط به پیشرفت فکر می‌کنم. عِرقی که به سرزمینم دارم باعث ایجاد انگیزه در من می‌شود تا در مسیرم با قدم‌های محکم‌تری حرکت کنم.


می خواهم جهانی شوم

 سال جهانی مولانا به آمریکا رفتی و در بعضی از دانشگاه‌های این کشور برنامه اجرا کردی، در این مورد برایمان بگو.

بله، من به‌عنوان کسی که معرف موسیقی مدرن ایران بود در این تور شرکت کردم و خوشبختانه با استقبال خوبی هم مواجه شدیم و در نهایت در سیزده دانشگاه مختلف آمریکا برنامه اجرا کردیم. نکته جالب این بود که اکثر حضار در سالن‌هایی که برنامه‌ها اجرا می‌شد شناخت چندانی از ایران نداشتند و فکر می‌کردند ایران کشور بسته‌ای است، اما خدا را شکر وقتی برنامه‌های ما در آنجا برگزار شد دیدگاه اکثر آنها نسبت به کشور ما تغییر کرد و از این بابت واقعا خوشحالم.

 وقتی با این استقبال خوب مواجه شدی، چرا تصمیم به مهاجرت نگرفتی؟

اینجا منبع الهام من است و معتقدم اگر قرار باشد دلی کار کنم خارج از ایران حرفی برای گفتن ندارم. من یک سال در آمریکا بودم و در این یک سال هیچ چیزی نداشتم که بنویسم و به همین دلیل در آن یک سال هیچ کاری از من منتشر نشد. البته من به خارج از کشور می‌روم اما اینطوری نیست که بخواهم برای همیشه بروم و برنگردم. من کار خودم را انجام می‌دهم و معتقدم آدم باید گاهی برای رسیدن به اهدافش مرزها را بشکند، هدف من فقط به ایران خلاصه نمی‌شود، من می‌خواهم رپ فارسی را در دنیا مطرح کنم.

 فکر می‌کنی باتوجه به اینکه زبان مابین‌المللی نیست، این کار عملی است؟

 هیپ‌پاپ یک زبان بین‌المللی است؛ شاید من و تو زیاد روی زبان انگلیسی مسلط نباشیم، اما بعضی از آهنگ‌های خارجی را گوش می‌دهیم و همراه با آنهایی که دوست داریم همخوانی هم می‌کنیم. تصاویری در سایت‌های اینترنتی وجود دارد که نشان می‌دهد خیلی از آمریکایی‌ها سیلاب آهنگ‌های من را حفظ کرده‌اند و با من می‌خوانند، پس این کار شدنی است! به‌نظر من کلمات فارسی خیلی خوب می‌توانند روی آهنگ بنشینند و کار آنقدر خوب از آب دربیاید که یک آدم خارجی هم با آن ارتباط برقرار کند.
اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
موسیقی برایم تفریح نیست

 تو همیشه پای ثابت خیریه‌ها هستی، چرا؟

این عهدی است که در روزهای سختی که داشتم با خودم بستم تا اگر روزی شرایطش را داشتم به دیگران کمک کنم. خیلی‌ها می‌گویند من نذر می‌کنم اگر این اتفاق بیفتد فلان کار را انجام دهم، اما من نذر نمی‌کنم  و فقط به وظیفه خودم عمل می‌کنم. موسیقی یک روزی برای من فقط به‌عنوان تفریحی برای پر کردن اوقات فراغت مطرح بود اما امروز تبدیل شده به یک رسالت، رسالتی که خیلی چیزها را شامل می‌شود. من به این دلیل خواننده شدم که بتوانم یک مرهم و کمک برای مردمم باشم. در واقع می‌خواهم آینه جامعه‌ام باشم.

 خواننده‌های دیگر نسبت به تو جبهه نمی‌گیرند؟

چرا، این موارد نسبت به من خیلی زیاد است. البته با یک‌سری از دوستان در ارتباط هستم اما از گوشه و کنار می‌بینم و می‌فهمم که با غرض‌ورزی در موردم برخورد می‌شود.

آدم پولداری نیستم

 فکر می‌کنی امروز در کار خودت تبدیل به سمبل شده‌ای؟

نه، هنوز فاصله زیادی تا این حرف‌ها دارم.

 اما فکر می‌کنم امروز به‌نوعی تبدیل به نماد اعتراض در موسیقی شده‌ای.

ببین اینکه شخصی در یک موضوعی تبدیل به برند شود با اینکه تبدیل به نماد یک موضوع مشخص شود، خیلی متفاوت است. من هنوز خیلی راه دارم تا تبدیل به نماد و سمبل شوم.

 نمی‌خواهی در مورد گرانی بخوانی؟

نمی‌دانم، باید ببینم چه پیش می‌آید. اما در مورد گرانی باید بگویم که فکر می‌کنم این موضوع فقط به ضعف اقتصاد ایران مربوط نمی‌شود. به‌شخصه معتقدم کشورهایی هستند که تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا ما را با شکست مواجه کنند و این موضوغ باعث شده مردم تحت فشار قرار بگیرند.

 منبع درآمدت چیست؟

شعر می‌نویسم و به دوستانی که بخواهند می‌فروشم.

 الان وضع مالی‌ات خوب شده است؟

خدا را شکر نسبت به گذشته وضعیت و زندگی بهتری دارم.

 پول، یاسر را عوض کرده؟

من آدم پولداری نیستم که بخواهیم بگوییم پول باعث شده تغییر کنم، اما واقعا نسبت به گذشته‌ام از نظر اخلاقی هیچ تغییری نکرده‌ام.

 شهرت باعث شده به پول برسی؟

هنوز نه؛ هرکس بخواهد با من کار کند، می‌گویند یاس غیرمجاز است، کار کردن با او ریسک است.


شهدا برایم الگوی زندگی اند

 تابه‌حال پیشنهاد بازیگری داشته‌ای؟

بله؛ اما راستش هنوز پتانسیل و توانایی بازیگری را در خودم نمی‌بینم. به‌نظرم اول باید در موسیقی خودم را به اثبات برسانم و بعد در مورد رشته‌های دیگر صحبت کنم.

 فیلمی که قرار بود در مورد زندگی‌ات ساخته شود به کجا رسید؟

فعلا خبری از ساخت آن نیست و تصمیمی در این‌باره نگرفته‌ایم.

 فقط در مورد مسائل اجتماعی می‌خوانی؟

اغلب کارهایم اجتماعی است اما مثلا یک آهنگ دارم به‌نام «صلح تویی» که در پاسداشت مقام مولانا خوانده‌ام. بعضا هم آهنگ‌های عاشقانه منتشر کرده‌ام.

 نمی‌خواهی در مورد شهدا و جانبازان جنگ آهنگی بخوانی؟

قطعا یک روز این کار را انجام خواهم داد و این موضوع در برنامه‌ام قرار دارد. شهدا الگوی زندگی من هستند و منِ یاسر همیشه به شهدا و خانواده‌هایشان از صمیم قلب احترام می‌گذارم.

 چه چیز این آدم‌ها برایت جذابیت دارد؟

اینکه یک مرد برای حفاظت از ناموس و وطنش با دست خالی جلوی تیر دشمن قرار بگیرد و بجنگد واقعا کار بزرگ و ارزشمندی است.

 پس خودت را مدیون آنها می‌دانی...

صددرصد. فکر می‌کنم هیچ دینی بالاتر از دینی که شهدا بر گردن ما دارند، وجود ندارد.


اعترافات یاس در مورد فقر، زندگی وعقده هایش
علایقی از جنس یاس

 از لحاظ تفکر و حتی نوع پوشش چقدر به جوان‌های امروزی نزدیکی؟

خیلی نزدیکم، حتی به بچه‌های دهه هفتادی هم نزدیکم و به آنها احساس نزدیکی می‌کنم و با خیلی از آنها در زمینه‌های کاری در ارتباطم.

 ورزش می‌کنی؟

یک زمانی کشتی می‌گرفتم و زیر نظر آقای‌ هاشم کلاهی کشتی آزاد کار می‌کردم و اگر تعریف از خود نباشد، خوب هم کشتی می‌گرفتم.

 اهل فوتبال هم هستی؟

نه اصلا اعتقاد و علاقه‌ای به فوتبال ندارم و فقط بازی‌های ملی را با تعصب تماشا می‌کنم.

 فیلم چطور؟

فیلم زیاد تماشا می‌کنم، اغلب خارجی و گاهی هم ایرانی...

 بین آهنگ‌های پاپ چه آهنگی را دوست داری؟

آهنگ «سلام آخر» احسان خواجه‌امیری، «فرشته پاک» سیامک عباسی، «کاش» محسن یگانه و «بازار خرمشهر» محسن چاووشی.

 در کنسرت‌های داخلی شرکت کرده‌ای؟

بله، خوشبختانه واکنش مردم نسبت به من خیلی خوب بود و خیلی انرژی گرفته‌ام.

 تابه‌حال در ایران کنسرت برگزار کرده‌ای؟

نه، برگزاری کنسرت در ایران برایم چیزی شبیه به یک رویاست که امیدوارم روزی محقق شود.
 
 بهترین فیلم ایرانی که دیده‌ای کدام فیلم بود؟

«مزرعه پدری» مرحوم ملاقلی‌پور.

حرفی مانده که بخواهی بگویی؟

امروز که اینجا نشسته‌ام انتظار دارم اگر حرفی در مورد من زده می‌شود و کاری انجام می‌شود، دلی باشد. من برای مردمم حرف می‌زنم و تا آنجایی که بتوانم برای آنها کار می‌کنم و حرف می‌زنم و آرزو می‌کنم هیچ‌وقت از این مسیر خارج نشوم و تغییر نکنم.

زندگینامه زکریای رازی


زندگینامه زکریای رازی


نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقی در کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریای رازی خوانده‌اند، اما اروپائیان و مورخان غربی از او به نام‌های رازس Rhazes و رازی Al-Razi در کتاب‌های خود یاد کرده‌اند. به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در ری متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی‌ و جوانی‌اش دراین شهر گذشت .

 

نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقی در کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریای رازی خوانده‌اند، اما اروپائیان و مورخان غربی از او به نام‌های رازس Rhazes و رازی Al-Razi در کتاب‌های خود یاد کرده‌اند. به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در ری متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی‌ و جوانی‌اش دراین شهر گذشت. چنین شهرت دارد که در جوانی عود می‌نواخته و گاهی شعر می‌سروده ‌است. بعدها به کار زرگری مشغول شد و پس از آن به کیمیاگری روی آورد، وی در سنین بالا علم طب را آموخت. بیرونی معتقد است او در ابتدا به کیمیا اشتغال داشته و پس از آن‌که در این راه چشمش در اثر کار زیاد با مواد تند و تیز بو آسیب دید، برای درمان چشم به پزشکی روی آورد. . در کتاب‌های مورخان اسلامی آمده‌است که رازی طب را در بیمارستان بغداد آموخته‌است، در آن زمان بغداد مرکز بزرگ علمی دوران و جانشین دانشگاه جندی شاپور بوده‌است و رازی برای آموختن علم به بغداد سفر کرد و مدتی نامعلوم در آن‌جا اقامت گزید و به تحصیل علم پرداخت و سپس ریاست بیمارستان معتضدی را برعهده گرفت. پس از مرگ معتضد خلیفه عباسی به ری بازگشت و عهده‌دار ریاست بیمارستان ری شد و تا پایان عمر در این شهر به درمان بیماران مشغول بود. رازی در آخر عمرش نابینا شد، درباره علت نابینا شدن او روایت‌های مختلفی وجود دارد، بیرونی سبب کوری رازی را کار مداوم با مواد شیمیایی چون بخار جیوه می‌داند.

 

رازی از تفکرات فلسفی رایج عصر خود که فلسفه ارسطویی‌- افلاطونی بود، پیروی نمی‌کرد و عقاید خاص خود را داشت که در نتیجه مورد بدگویی اهل فلسفه هم‌ عصر و پس از خود قرار گرفت. هم‌چنین عقایدی که درباره ادیان ابراز داشت سبب شد موجب تکفیر اهل مذهب واقع شود و از این‌ رو بیشتر آثار وی در این زمینه از بین رفته‌است. رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهره خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی‌ و اسلامی‌ نامید. وی در فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تأثیراتی از افکار هندی و مانوی در فلسفه وی به چشم می‌خورد. با این وجود هرگز تسلیم افکار مشاهیر نمی‌شد بلکه اطلاعاتی را که از پیشینیان بدست آورده بود مورد مشاهده و تجربه قرار می‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بیان می‌دارد و این را حق خود می‌داند که نظرات دیگران را تغییر دهد و یا تکمیل کند. از آراء رازی اطلاع دقیقی در دست نیست جز در مواردی که در نوشته‌های مخالفان آمده‌است. در نظر رازی جهان جایگاه شر و رنج است اما تنها راه نجات، عقل و فلسفه‌است و روان‌ها از تیرگی این عالم پاک نمی‌شود و نفس‌ها از این رنج رها نمی‌شوند مگر از طریق فلسفه... در فلسفه اخلاق رازی مساله لذت و رنج اهمیت زیادی دارد. از دید وی لذت امری وجودی نیست، یعنی راحتی از رنج است و رنج یعنی خروج از حالت طبیعی به‌ وسیله امری اثرگذار و اگر امری ضد آن تأثیر کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت به حالت طبیعی شود، ایجاد لذت می‌کند. رازی فلسفه را چنین‌ تعریف می‌کند که چون «فلسفه تشبه به خداوند عزوجل است به قدر طاقت انسانی» و چون آفریدگار بزرگ در نهایت علم و عدل و رحمت است پس نزدیکترین کسان به خالق، داناترین و عادل‌ترین و رحیم‌ترین ایشان است. رازی با وجود آن‌که به خدا و ماوراء الطبیعه اعتقاد داشت، نبوت و وحی را نفی می‌کرد و ضرورت آن را نمی‌پذیرفت و در دو کتاب «فی‌النبوات‌» و «فی حیل المتنبین» به نفی نبوت پرداخته ‌است. «از تعلیمات او این بود که همه آدمیان سهمی از خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح درباره مطالب عملی و نظری به‌دست آورند، آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی نیاز ندارند، در حقیقت دین زیان ‌آور است و مسبب کینه و جنگ. نسبت به همه مقامات همه سرزمین‌ها شک داشت.» این تفکرات رازی موجب خشم علمای اسلامی بر علیه او شد و او را ملحد و نادان و غافل خواندند و آثار او را رد کردند.

 

مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کرده‌اند:

 

ابن ربن طبری: زکریا در طب شاگرد وی بوده است. ابوزیذ بلخی: حکیم زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده است. ابوالعباس محمد بن نیشابوری: استاد محمد بن زکریا رازی در حکمت مادی (ماترلیسیم) یا گیتی‌شناسی بوده است.

 

رازی، پزشک و طبیعت شناس بزرگ ایرانی را پدر شیمی یاد کرده‌اند، از آن رو که دانش کیمیایی کهن را به علم شیمی نوین دگرگون ساخت. ابن ندیم از قول رازی گفته است: «روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند را فیلسوف شمرد، اگر دانش کیمیا در وی درست نباشد و آن را نداند.»

 

رازی مکتب جدیدی در علم کیمیا تأسیس کرده که آن را می‌توان مکتب کیمیای تجربی و علمی نامید. ژولیوس روسکا دانشمند برجسته‌ای که در شناسایی کیمیا (شیمی) رازی به دنیای علم بیشتر سهم و جهد مبذول داشته، رازی را پدر شیمی علمی و بانی مکتب جدیدی در علم دانسته، شایان توجه و اهمیت است که قبلا این لقب را به دانشمند بلند پایه فرانسوی لاوازیه داده بودند. به هر حال آنچه مسلم است تأثیر فرهنگ ایرانی دوران ساسانی در پیشرفت علوم دوران اسلامی و از جمله کیمیاست که در نتیجه موجب پیشرفت علم شیمی امروزه شده است.

 

در فرآیند دانش کیمیا به علم شیمی توسط رازی، نکته‌ای که از نظر محققان و مورخان علم، ثابت گشته، نگرش «ذره یابی» یا اتمسیتی رازی است. کیمیاگران، قائل به تبدیل عناصر به یکدیگر بوده‌اند و این نگرش موافق با نظریه ارسطویی است که عناصر را تغییرپذیر یعنی قابل تبدیل به یکدیگر می‌داند. لیکن از نظر ذره گرایان عناصر غیر قابل تبدیل به یکدیگرند و نظر رازی هم مبتنی بر تبدیل ناپذیری آنهاست و همین علت کلی در روند تحول کیمیایی کهن به شیمی نوین بوده است. به تعبیر تاریخی زکریا، «کیمیا» ارسطویی بوده است و «شیمی» دموکریتی است. به عبارت دیگر، شیمی علمی رازی، مرهون نگرش ذره‌گرایی است، چنانچه همین نظریه را بیرونی در علم «فیزیک» به کار بست و بسط داد.

 

در اروپا فرضیه اتمی را «دانیل سرت» در سال 1619 از فلاسفه یونانی گرفت که بعدها «روبرت بویل» آن را در نظریه خود راجع به عنصرها گنجاند. با آنکه نظریه بویل با دیدگاه‌های کیمیاگران قدیم تفاوت آشکار دارد نباید گذشت که از زمان فیلسوفان کهن تا زمان او، تنها رازی قائل به اتمی بودن ماده و بقاء و قدمت آن بوده است و با آن که نظریه رازی با مال بویل و یا نگرش نوین تفاوت دارد، لیکن به نظریات دانشمندان شیمی و فیزیک امروزی نزدیک است.

 

در شیمی رازی توانست مواد شیمیایی چندی از جمله الکل و اسید سولفوریک (زیت الزاج) و جز این ها را کشف کند. رازی در علوم طبیعی و از جمله فیزیک تبحر داشته است. ابوریحان بیرونی و عمر خیام نیشابوری، بررسی‌ها و پژوهش‌های خود را از جمله در چگال ‌سنجی زر و سیم مرهون دانش «رازی» هستند. رازی در علوم فیزیولوژی و کالبدشکافی، جانورشناسی، گیاه شناسی، کانی‌شناسی، زمین شناسی، هواشناسی و نورشناسی دست داشته است.

 

«اگر همه می‌توانستند از استعدادهای خود درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می‌شد که همه می‌خواهند.»  رازی

 

کتاب «محمد زکریای رازی»  نوشته ی محمود نجم آبادی

کتاب «حکیم رازی»  نوشته ی پرویز اذکائی

پرندگان

فروش اینترنتی

پرندگان

فروش اینترنتی

پرندگان


پرندگان